با همیاری تارون گالاگلی (Tarun Galagali) پژوهشگر، مدیریت، رهبری و سلامت روان
در حالی که در منطقه ی خاورمیانه و شمال آفریقا، تیترهای اخبار غالبا حاکی از اختلاف و درگیری و بلاتکلیفی است، اما یک انقلاب آرام در حال جریان است. تحولی که نسل زد کارآفرین و کنشگر آنرا رهبری می کند و مصمم است روایت منطقه خود را از نو بنویسد.
خوشحالم این فرصت را یافتم تا از نزدیک شاهد این جنبش، در "مرکز اثرگذاری جوانان" (Youth Impact Studio) باشم. ماموریت اصلی آن چیست؟ توانمندسازی رهبران جوان جهت تغییر جهان پیرامون خود به شیوه ای که در عرصه ی عمل، شان انسانی پایدار بماند.
این برنامه، کار مشترک پپسیکو و زیگزاگ است، که ۶۰ جوان نخبه را از بین نزدیک به ۷۰۰ متقاضی از کشورهای لبنان، اردن، عراق، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر گرد هم آورد. آنها، که بین ۲۰تا ۲۷ سال سن داشتند، پس از یک فرآیند گزینشی سختگیرانه، از جمله ارزیابیهای پیش کارگاهی در هر کشور، انتخاب شده و نماینده استعدادهای برتر کشورهای خود بودند.
جوانان شرکت کننده در "مرکز اثرگذاری جوانان" از شهر ال گوانا در کشور مصر، سامی ابوسعب، بنیانگذار زیگزاگ، از این که چرا چنین ابتکاری برای او بسیار اهمیت دارد، می گوید: «من بسیار خوشحالم از اینکه کاری برای منطقهای که اصالتا اهل آن هستم، منطقه ای که پوشش یا حمایت مناسبی دریافت نمیکند، انجام می دهم. اینکه بتوانیم مربیان و آمورش دهندگان ممتاز و در سطح بین المللی را برای آنان فراهم کنیم، رضایت بخشترین دستاورد و بازتابی از سفر زندگی من است.»
در جریان پوشش این رویداد، به نکته ای دست یافتم که این روند صرفا تنها یک پدیده منطقه ای نیست، بلکه الگویی برای رهبری بود که می تواند در سطح جهانی کاربرد داشته باشد.
در اینجا در ادامه پنج درس پایدار از نسل زد خاورمیانه ارائه شده است که ممکن است نگرش ما را به رهبری در آینده دگرگون کند.
۱. به مسئلهای که می خواهید حل کنید، نزدیک شوید
رهبران جوانی که من دیدم، با چالشهایی که سعی در حل آنها دارند، زندگی میکنند. برخلاف بحثهای نظری درباره مشکلات پایداری، که اغلب در جلسات هیئت مدیره مطرح می شود، این جوانان کمبود آب، چالشهای کشاورزی و مشکلات اقتصادی، که منطقه آنها را تعریف میکند، از نزدیک تجربه میکنند.
« آنچه در حال حاضر مرا به پیش می راند، پیدا کردن یک هدف است. هدفی برای ایجاد تغییر. هدفی برای بر جا گذاشتن چیزی پس از رفتنم ». داشتن این حس، از دل مشغولی های نظری ناشی نمی شود، بلکه ریشه در چالشهای واقعی روزانه و معضلات اقتصادی حاکم در آن منطقه دارد.
به نظر حاتم خان، مدیر ارشد برنامههای بینالمللی بنیاد پپسیکو، این شرایط یک مزیت برای نوآوری است: «به طور مثال، افرادی که بیش از دیگران به پیامدهای اقلیمی نزدیکتر هستند، ایدههای بهتری به ذهنشان میرسد.»
برای این رهبران جوان، پایداری یک تمرین دانشگاهی نیست، بلکه مسئله ی بقا است. این نزدیکی به مشکلات، حس هدفمندی، فوریت و اعتبار را بر می انگیزد و همین امر نوآوری را به پیش میبرد. زمانی موثرترین راه حلهای شدنی پدیدار میشوند که ما به جای تحلیل مسائل از راه دور، از نزدیک خود را در عمق چالشهایی که قصد پرداختن به آنها را داریم، قرار دهیم.
نسل زد اغلب به عنوان نسل گوشیهای هوشمند - نسلی که به زندگی در شبکه های اجتماعی عادت کرده - شناخته می شود. اما آنها فعالتر از هر نسل دیگری هستند. آنها در عین حال می خواهند مشکلاتی که امیدوار به حل آنها هستند را نیز تجربه کنند و البته از رویارویی با آنها نمیهراسند.
۲- نام بردن از موانع
آرتور دینیز، نماینده امارات متحده عربی، اظهار داشت: « من فکر میکنم یکی از بزرگترین مشکلات منطقه این است که ما در یک سیستم سرمایهداری جهانی شده زندگی میکنیم که ظاهرِ پایدار بودن سودآور است، اما اساسا پایدار بودن در واقع سودآور نیست.» این ارزیابی واقع بینانه نشان میدهد که چگونه پایداری واقعی مستلزم به چالش کشیدن انگیزههای سود کوتاه مدت، به نفع ارزشهای سود پایدارتر است.
تکه تکه شدن تاریخی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز بارها به عنوان یکی از پیامدهای تفکر و نگرش کوتاه مدت ذکر کرده اند. اسامه فریحات، جوان ۲۳ ساله اردنی، توضیح میدهد: «منطقه ما بیش از ۱۰ کشور دارد. جمعیت در این منطقه فوق العاده است. میزان منابعی که داریم هم فوق العاده است. اما ما، متاسفانه، به جای تمرکز بر همه اینها، بر آنچه ما را از هم جدا میکند تمرکز میکنیم. ما بر قومیتها، ادیانمان، بر مذاهب و نژادهای مختلف مان، متمرکز می شویم. و هر کشوری منافع ملی خود را در اولویت قرار میدهد.»
طارق المهینی، جوان ۲۶ ساله سوری که نماینده عربستان سعودی است، یک مثال شخصی از این تقسیم بندی ها را به اشتراک گذاشت: «من یک سال در ایالات متحده امریکا تحصیل کردم و مجبور شدم برای دیدار با خانوادهام به عربستان برگردم. ولی چون سوری بودم و در لیست سیاه قرار داشتم، نتوانستم برای ادامه تحصیل به ایالات متحده برگردم. کارهای زیادی هست که ما صرفا به دلیل تابعیت مان نمیتوانیم انجام دهیم.»
ریان سعاده از لبنان به الگوهای فکریِ به ارث رسیده به عنوان مانع دیگری اشاره کرد: «مشکلی که همه ما اینجا در خاورمیانه با آن مواجه هستیم این است که قواعد بازی را درک نمیکنیم. ما فقط آنچه را که از پدر و مادر و از بزرگترها شنیدهایم را دوست داریم. این چیزی است که ما به آن پایبندیم. بنابراین ما باید کتاب ها را مطالعه کنیم، نه اینکه فقط به آنچه مردم میگویند گوش دهیم. ما باید کتابها را تغییر دهیم.»
آنچه تعهد این جوانان را در بیان موانع نشان می دهد، این است که این شفاف گویی از سوی جوانانی انجام می گیرد که در کشورهایی با بی ثباتی سیاسی و اقتصادی زندگی میکنند؛ شرایطی که بطور منطقی می تواند توجیهی برای تمرکز بر مسائل فوری یا اجتناب از هر گونه رویارویی باشد. با این وجود، آنها برای فائق آمدن بر مشکلات، به عنوان اولین قدم، صراحتا موانع پیشرفت را برای غلبه بر آنها مطرح میکنند.
۳. امید، راهبردی موثر
برای دستیابی به اهداف بلند مدت، رهبران می بایست ظرفیت جمعی خود را برای ایجاد امیدواری بالا ببرند. شاید قدرتمندترین بینش این رهبران جوان، شناخت آنها از امید به عنوان پیشنیاز تغییر بود.
سمر الکریدی، زن ۲۶ ساله لبنانی نماینده اردن، تاکید کرد: «ایجاد امید در مردم، به ویژه نسل جدید؛ نسلی که رهبران آینده خواهند بود، ضروری است. این آرمان، این امید در روح ما به عنوان نسل جوان، جایی است که باید از آن شروع کنیم.»
در گفتگوهای این رهبران جوان، پروراندن آگاهانه امید به عنوان یک منبع راهبردی در برخورد با چالشها کاملا مشهود بود. آنها به جای تمرکز بر محدودیتها، همواره به امکانات و ظرفیت ها توجه میکردند. وقتی از آنها پرسیده شد چه چیزی به آنها امید میدهد، بسیاری به یکدیگر اشاره کردند.
سمر نظرش این بود: «در واقع آنچه من را امیدوار میکند، خودم و شما هستید. دیدن اینکه نسل جدید دارد پیش قدم می شود این واقعا امیدوارکننده است. آن را میتوان در چشمانتان دید. میتوانید پتانسیل خودتان، پتانسیل آنها را ببینید. مثل این است که حرفها در عمل دیده می شوند، نه در تئوری.»
طارق المحاینی دیدگاهی قدرتمند درباره امید به عنوان یک وضعیت ذهنی ارائه داد: «آنچه در واقع به من امید میدهد این است که معتقدم تمام مسائلی که در مورد آنها صحبت کردیم در ذهن ما هستند. بنابراین اساسا، اگر به تغییر اعتقاد نداشته باشیم، اگر باور نداشته باشیم که میتوانیم تغییر کنیم یا تغییر بدهیم، و اگر برای ایجاد تغییر تلاش نکنیم، بعدا هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. پس باید باور داشته باشیم که همه چیز قابل تغییر خواهد بود و باید برای آن کار کنیم.»
جوی خلیل، از لبنان، در سه زمینه احساس امیدواری می کند: «اول، تعداد استارت آپهایی که روی راهحلهای پایدار و نوآورانه در حوزه های مختلف کار میکنند. دوم، برنامههایی مانند "مرکز اثرگذاری جوانان ٌ . و در آخر، گروهی که در این برنامه با هم بودیم، افرادی شگفتانگیز، پرشور و تاثیرگذار از شش کشور خاورمیانه.»
اسامه فریحات هم داستانی را به اشتراک گذاشت که جوهره امید را در میان سختیها به تصویر میکشید: «راننده تاکسی که در مصر ما را به فرودگاه می برد، کشور خود را به خاطر همه چیز سرزنش میکرد و میگفت که هیچ امیدی وجود ندارد. اما او این را هم در پایان صحبتها گفت که در ماه رمضان، مردمی را میبینم که هرچند بخشا بسیار فقیر هستند ولی به یکدیگر نیکی میکنند. آنها، با وجود فقر، به شما غذا میدهند، و به خانههایشان دعوت میکنند. تا زمانی که مردم به یکدیگر نیکی میکنند، صرف نظر از هر چیز، هنوز امیدی وجود دارد.»
پرورش راهبردی امید، خوشبینی سادهلوحانه نیست؛ این یک تمرین آگاهانه برای یافتن امکانات در میان محدودیتها است. مهارتی که به رهبران در هر زمینهای که با چالشهای به ظاهر غیر قابل عبور روبرو هستند، کمک میکند.
۴. رهبران خود محور نباشید
این رهبران جوان همواره رهبری خودمحورانه را رد کرده اند و عملکردشان فعالیتهای خدمت محور بوده است.
امنیا خاجوری، پزشک ۲۵ ساله اهل عراق، میگوید: « میخواهم رهبری باشم که دیگران حتی متوجه نشوند رهبری شدهاند. میخواهم همه نسبت به خودشان احساس ارزشمند بودن داشته باشند و به راحتی بتوانند حرفشان را بدون ترس بزنند.»
انس بجباع، ۲۲ ساله، اهل عربستان سعودی، نظریه تکمیلی ارائه کرد و گفت: «رهبری یعنی داشتن چشمانداز. تفاوت بین یک رهبر و یک مدیر در این نکته است.» این تمایز بین رهبری دوراندیش با رویکردی خدمت محور در مقابل مدیریت کنترل کننده، در بسیاری از اظهار نظرها و گفتگوها تکرار شد.
در این گفتگوها، مفهوم فروتنی و از خودگذشتگی نیز بارها مورد تاکید قرار گرفت. طارق المحاینی، ۲۶ ساله، مطرح کرد: «من خودم را رهبری نمی بینم که جلوتر از دیگران حرکت می کند و بقیه پشت سرش راه می آیند؛ من خودم را کسی می بینم که در کنار دیگران قدم بر می دارد. شما حتی اگر یک رهبر باشید، هنوز چیزهای زیادی وجود دارد که میتوانید از دیگران یاد بگیرید.»
گفتگوها حول محور رهبری خدمت محور، با شرکتکنندگانی از پیشینهها و کشورهای متنوع برجسته بود. همانطور که رایان سعد، ۲۲ ساله، اهل لبنان، بیان کرد: «رهبر برای من کسی است که به اطرافیانش کمک میکند تا خودشان رهبر شوند.» در دنیای ما که پیچیدگیها رو به افزایش است، این طرز فکر جایگزین تازهای را برای مدلهای رهبری قهرمان محور ارائه میدهد؛ ایجاد محیط هایی که در آنها مشارکت همه ارزشمند و تقویت میشود.
نسل زد خاورمیانه رهبری را تعریف میکند ـ گتی
۵- از تغییر استقبال کنید
در نهایت باید اضافه کرد که این رهبران جوان به خوبی از تاثیر گذاری تکنولوژی، که در گذشته چندان نبود، آگاهی دارند. علی رغم تیترهای خبری نگذتن کننده در مورد هوش مصنوعی، این نسل اصولا نگران آنچه تکنولوژی به ارمغان می آورد، نیست؛ بلکه مشتاق استفاده از آن است.
آرتور دینیز، جوان ۲۲ ساله برزیلی نماینده امارات متحده عربی، خاطرنشان کرد: «ما به منابعی دسترسی داریم که هیچ نسل دیگری پیش از ما آن را نداشته است. ما میتوانیم چیزهایی بسازیم که ۲۰ سال پیش برای ساختن آنها به تیم ها و شرکتهای بسیاری نیاز بود. در حال حاضر، ما جوانان میتوانیم آن چیزها را در تیمهای کوچک بسازیم.»
این توانمندی تکنولوژیکی، از جمله ابزار رایگانی است که در برنامه آموزشی فشرده (بوتکمپ) زیگزاک (Zigzag) آزمایش شد. و می تواند با استفاده از هوش مصنوعی مولد، یک ایده ی استارت آپی را به سرعت توسعه دهد و به ایجاد خوشبینی و امیدواری برای ایجاد تغییر، علیرغم منابع محدود، بینجامد.
دیدگاه نسل زد، چه در نوبنیاد ها (استارتآپها) و یا در نهادهای جاافتاده، همگان را به چالش میکشد تا مرتبا ارزیابی کنند که چگونه، با استفاده از تکنولوژی و با منابع محدودتر، می توان تاثیرگذاری خود را چند برابر کنیم. نگرشی که در جهانی با منابع محدود، بطور فزایندهای اهمیت حیاتی خواهد شد.
هوشمندی فراتر از سن
سامی ابوصعب نکتهی قابل توجهی را در مورد این نسل بیان کرد: «من از خودآگاهی، صراحت و اعتماد به نفس آنها شگفتزده شدم. فکر نمیکنم در سن آنها چنین توانایی را داشتم.»
ترکیب خودآگاهی، تفکر جمعی و تسلط بر تکنولوژی، این رهبران جوان را در موقعیت منحصر به فردی برای مقابله با چالشهای پیچیده قرار میدهد. اینگونه نگرش ها، درسهای ارزشمندی برای رهبران در هر سن و با هر پیشینهای دارد.
آنچه مرا بسیار متعجب کرد این بود که چگونه این جوانان از کشورهایی که جنگ، بیثباتی اقتصادی و ناآرامیهای سیاسی را تجربه کردهاند، همچنان نسبت به توانایی خود برای ایجاد تغییر، خوشبین و امیدوار هستند. آنها فقط رویای آیندهای بهتر را در سر نمیپرورانند؛ آنها در حال ساختن آن هستند.
کریم محمد از بنیاد پپسیکو قصه ی شخصی خود را، که به روشنی حاکی از این روحیه است، تعریف کرد. کریم به عنوان یک داوطلب که شاهد بحران پناهندگان سوری بوده است، متوجه شد که گرایش واقعی او فعالیتهای بشردوستانه و نه کار در فناوری است. او میگوید: «پاداش حاصل از این کار بسی بیش از پولی است که ماهیانه در می آورید. منظورم احساسی است که پس از کمک به مردم و ارزش دادن به آنها به دست میآورید.» گرایش برای ایجاد تاثیرمعنادار در تمام شرکتکنندگان «مرکز اثرگذاری جوانان» دیده می شد.
بسیاری از شرکتکنندگان زن خاطرنشان کردند که در تجربه شان برای رهبری، با مسائل و مشکلات دیگری هم مواجه بوده اند. تجربه سمر الکریدی برای تنها رفتن به برنامه آموزشی فشرده، در تضاد با انتظار و عرف خانواده بود. اومنیه خاجوری هم به عنوان زنی جوان در رشته های علمی، چالش های حضور را پشت سر خود دارد. با این حال، آنها همه با عزمی راسخ و نه با غیظ و رنجش به این مشکلات نزدیک شدند.
جوی خلیل، ۲۴ ساله اهل لبنان، میگوید: «نصیحت من به زنان جوان و کارآفرینان این است که به خود باور داشته باشید، به پتانسیلهایتان ایمان داشته باشید و خود را آموزش دهید... زیرا اگر تحصیلکرده و با اعتماد به نفس باشید، هیچکس نمیتواند شما را زمین بزند.»
این انقلاب ممکن است هرگز به تیتر خبرها راه پیدا نکند، اما اطمینان داشته باشید که در خاورمیانه این رهبران جوان آرام آرام الگویی از رهبری را به نمایش می گذارند که همه ما می توانیم از آن بیآموزیم. طرح ها و نقشه راه آنها، بر پایه ی خرد و دوراندیشی و پرداختن مستقیم به چالش ها، نزدیکی به مشکلات واقعی، ارائه خط مشی بلندمدت، امیدآفرینی، فروتنی، خود محور نبودن و استقبال از تغییر بنا شده است؛ الگوهایی که از جلسات هیئت مدیره شرکتها نشات نمی گیرند، بلکه در دل نهادهای اجتماعی شکل می گیرند و پرورده می شوند.
برای دوازده برندهای که نامشان ذیلا ذکر شده، سفرشان را تازه شروع کرده اند. آنها در برنامه آموزش اجرایی دانشگاه کالیفرنیا برکلی، در دانشگاه یی اس جی( ESG ) : با عنوان « سرمایه داری پایدار در عمل » ثبت نام خواهند شد. ابو صعب، فارغالتحصیل برنامه ام بی ای (MBA ) دانشگاه برکلی هاوس، که پیشگام این همکاری بود. اما او خاطرنشان کرد که در اینجا نیز موفقیت واقعی، بر پایه نگرش بلند مدت بنا شده است.
«امیدواریم که پشتیبانی و به رسمیت شناختن آنها در مراحل اولیه، انگیزه ای باشد که آنها نیز در زمان مناسب، کمکهای خود را ارائه دهند. پرورش این طرز فکر بسیار مهم و موثر است و تاثیر گستردهای در منطقه و کل جهان ایجاد میکند.»
یادداشت نویسنده: "مرکز اثرگذاری جوانان"، شصت رهبر جوان از لبنان، اردن، عراق، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر را برای آموزش فشرده در زمینه پایداری، نوآوری و رهبری گرد هم آورد. اسامی دوازده برنده در زیر آمده است.
مصر
- لبنا قندیل (۲۲) – دانشجوی ارشد مهندسی مکاترونیک
- یوسف عبدالمطلب (۲۰) – تحلیلگر داده در نستله ی خاورمیانه و شمال آفریقا، از بنیانگذاران باشگاه دانشجویی مایکروسافت SAMS
عربستان سعودی (KSA)
- انس باجبع (۲۲ ساله) – دانشجوی سال سوم مهندسی برق
- طارق المحاینی (۲۷ ساله) – مدیر پروژه در Levelup Consultancy (سوری، نماینده عربستان سعودی)
امارات متحده عربی (UAE)
- آرتور دینیز (۲۲ ساله) – یکی از بنیانگذاران Carbon2Capital (برزیلی، نماینده امارات متحده عربی)
- آرمان نیاس (۱۸ ساله) – دانشجوی مهندسی کامپیوتر و اقتصاد در دانشگاه نیویورک ابوظبی، دستیار تحقیقاتی در آزمایشگاه سرمایهگذاری انتقالی، دانشکده بازرگانی استرن دانشگاه نیویورک
لبنان
- جوی خلیل (۲۴) – مدیر پروژه بینالمللی در شرکت مشاوره توسعه کسب و کار ایمپکت (IBDC)
- رایان سعاده (۲۲) – یکی از بنیانگذاران استارتاپ «بات لایف»، دانشجوی ارشد مهندسی شیمی
اردن
- اسامه فریحات (۲۳) – مهندس مکانیک فعال در دیپلماسی آب در BluePeaceME
- سمر الکریدی (۲۶) – دانشجوی دکترا در روابط بینالملل و دیپلماسی، فعال در دیپلماسی آب و مدافع حقوق بشر در Blue Peace ME
عراق
- ایهام ا. ماهر (۲۰) – بنیانگذار «Start for Wooden Solutions»، دانشجوی سال اول امنیت کامپیوتر در دانشگاه آمریکایی کردستان
- امنیه خاجوری (۲۵) – کارآموز انکولوژی پزشکی، مدرس دانشکده پزشکی، دانشگاه بغداد
منبع اصلی ترجمه:
https://www.forbes.com/sites/tarungalagali/2025/03/01/how-the-middle-easts-generation-z-is-defining-leadership/
