جهان امروز با مشکلات پیچیده و متعددی در عرصه های مختلف روبرو است که هر کدام تبعات گسترده بر زندگی انسان دارند. در زمینه اجتماعی، نابرابری های اقتصادی، بحران های مهاجرتی، و مشکلات آموزشی و بهداشتی منجر به شکاف های عمیق میان اقشار مختلف جامعه شده است. همزمان با این، بحران های محیط زیستی مانند تغییرات اقلیمی، آلودگی هوا، و از بین رفتن تنوع زیستی باعث تهدید منابع طبیعی و کاهش کیفیت زندگی می شود. این مسائل بطور فزاینده ای در حال تشدید هستند و بویژه در کشورهای در حال توسعه با شدت بیشتری احساس می شوند .در عرصه اقتصادی، بحران های مالی و رکودهای اقتصادی موجب بی ثباتی بازار کار و افزایش بیکاری شده است. بسیاری از جوانان که بدنبال شغلی پایدار و آینده ای روشن هستند، با موانع جدی در مسیر زندگی خود مواجه می باشند. سیاست های اقتصادی ناپایدار و فشارهای مالی بر خانوارها و کسب وکارها، به نوبه خود مشکلات بیشتری را برای نسل های آینده ایجاد می کند. از لحاظ سیاسی نیز، تنش های بینالمللی، بی اعتمادی های سیاسی داخلی، و ضعف حکومت های دموکراتیک در برخی مناطق باعث بی ثباتی و تنش های اجتماعی و سیاسی شده است. این وضعیت ها نه تنها بر روی زندگی کنونی مردم تاثیر می گذارند، بلکه موجب می شوند که آینده نسل های بعدی با خطرات جدی روبرو شود. پیامدهای این بحران ها، به خصوص در بلندمدت، بیش از همه نسل های جوان را تحت تاثیر قرار می دهد. جوانانی که امروز با بحران های اقتصادی، محیط زیستی و اجتماعی مواجه هستند، باید با آینده ای ناپایدار و پر از چالش های جدید دست و پنجه نرم کنند. این مشکلات نه تنها کیفیت زندگی آنها را تهدید می کند، بلکه فرصت های رشد و پیشرفت را برای آنها محدود می سازد. این شرایط نسل جوان را در موقعیتی قرار می دهد که ناچار است با مشکلات جهانی سازگار شود؛ مشکلاتی که به مرور زمان و در نتیجه تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایجاد شده اند.
در این میان، نسل زد ایران بدنبال یافتن راه هایی برای زیستن در دایره حقیقت خود است؛ مفهومی که بر پایه شناخت هویت فردی، عبور از چارچوب های تحمیلی و تلاش برای ساختن آینده ای مبتنی بر ارزش های واقعی خود شکل می گیرد. این نسل در برابر ایدئولوژی های تحمیلی مقاومت می کند و بجای پذیرش هویت های از پیش تعریف شده، در حال بازتعریف خود بر اساس آزادی های فردی، انتخاب های آگاهانه و تجربیات زیسته است. این فرآیند نه تنها نوعی کنشگری اجتماعی است، بلکه نشان دهنده تلاش نسل جدید برای حفظ استقلال فکری و ساختن آینده ای متفاوت است.
از اینرو، چالش ها و بحران های کنونی می توانند به مانعی جدی در مسیر پیشرفت و شکوفایی فردی و اجتماعی نسل های آینده بدل شوند و مستلزم اقداماتی فوری و راهبردی برای مقابله با این تهدیدات هستند. در این مقاله، به بررسی و تحلیل ویژگی ها، نگرش ها و سبک زندگی نسل زد در ایران پرداخته می شود تا بر پایه داده های موجود، شناختی جامع تر و روشن تر از این نسل و چالش های پیش روی آن حاصل گردد.
نسل زد به لحاظ آماری
برای درک دقیق تر جمعیت نسل زد در ایران، لازم است که به ساختار سنی جمعیت کشور توجه کنیم. طبق آمارهای رسمی که از سوی مرکز آمار ایران و دیگر منابع مرتبط منتشر شده است، ایران از نظر ترکیب سنی دارای جمعیتی جوان است و سهم بالایی از جمعیت آن را نسلهای جدید، بویژه نسل زد، تشکیل میدهد. این نسل که بطور عمده شامل افراد متولد سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ است.
ساختار سنی جمعیت نسل زد ایران
بر اساس آخرین منابع آماری که در پایان مقاله لینک آنها آمده است، ساختار سنی جمعیت نسل زد ایران به شرح زیر است:
یک- جمعیت زیر ۱۵ سال: این گروه تقریبا ۲۵ درصد از جمعیت ایران را تشکیل می دهد. این درصد عمدتا شامل کودکان و نوجوانان است که بخش بزرگی از نسل زد را شامل می شوند.
دو- جمعیت ۱۵تا ۲۴ سال: این گروه حدود ۱۶ درصد از جمعیت ایران را به خود اختصاص می دهد. بخش قابل توجهی از این گروه نیز متعلق به نسل زد است و طی سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ به دنیا آمده اند.
سه- جمعیت ۲۵ تا ۳۴ سال: این گروه نیز به نسبت بالایی در ایران حضور دارد و شامل افرادی است که در سال های ابتدایی دهه ۲۰۰۰ ( اوایل دهه ۸۰ شمسی که تقریبا معادل سال های ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۸ هجری شمسی است) متولد شده اند، که بطور غیرمستقیم در برخی ویژگی ها به نسل زد نزدیک هستند.
در مجموع، نسل زد بدلیل تعداد زیاد افراد در این گروه سنی نه تنها از لحاظ جمعیتی بلکه از نظر تاثیرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در حال تبدیل شدن به یکی از گروه های اثرگذار در تحولات جامعه ایران است.
نسل زد در ایران: ویژگی ها و نگرش ها
نسل زد را می توان به عنوان مجموعه ای از افرادی تعریف کرد که بین ۱ ژانویه ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) و ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱ ( ۱۳۹۱) متولد شده اند. نسل زد ایران، نخستین نسلی است که از بدو تولد با فناوری های دیجیتال و اینترنت همراه رشد کرده است. این نسل که به «نسل نت» یا «دیجیتال های مادرزادی» نیز معروف است، در دوران جهانی سازی و تنوع فرهنگی به دنیا آمده و با گوشی های هوشمند و اینترنت قابل حمل بزرگ شده است.
این نسل بشدت به منافع شخصی خود متعهد است و به همین دلیل، مشاغل مستقل در میان آنها رشد قابل توجهی داشته است. آنها در جستجوی حقایق شخصی و اجتماعی هستند و برای این منظور هزینه می کنند. تلاش های این نسل می تواند به گسترش آزادی بیان در ایران منجر شود.
نسل زد در مقایسه با نسل های پیشین، دیدگاه متفاوتی نسبت به «دیگری» دارد و پذیرش بیشتری نسبت به تنوع میان انسان ها نشان می دهد. هویت فردی برای آنها بسیار مهم است و از قرار گرفتن در چارچوب های مشخص گریزانند. کدهای اجتماعی این نسل عمدتا در فضای مجازی تعریف می شود و می تواند برای نسل هایی قابل فهم نباشد.
این نسل بیش از آنکه به برنامه ریزی های بلندمدت متعهد باشد، بر زیستن در لحظه و آینده ای که دسترس پذیر و ملموس باشد، تمرکز دارد. در عین حال، با وجود انتقادهای جدی به نقش نسل های گذشته در شکل گیری بحران های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی امروز، در برخی از ابعاد اجتماعی و فرهنگی همچنان با آنها پیوندهایی دارد. زندگی این نسل بیش از هر زمان دیگری تصویرمحور شده است؛ به این معنا که بیشتر از متن، با تصاویر و مفاهیم بصری ارتباط برقرار می کند. آنها به سلسله مراتب سنتی و مفهوم احترام به بزرگترها به شیوه گذشته پایبند نیستند و نسبت به ساختن آینده ای مطلوب برای خود در ساختار جمهوری اسلامی با بدبینی و بی اعتمادی نگاه می کنند.
تعهدات اجتماعی و سیاسی نسل زد
نسل زد در ایران دغدغه های متعددی در حوزه های حقوق بشر، محیط زیست، حمایت از حیوانات، کودکان کار و حقوق زنان دارد. آنها در فعالیت ها و مسئولیت های خود در زندگی صداقت و صراحت را رعایت می کنند. این نسل طرفدار صلح، عدالت و زندگی سالم است و با هرگونه اقتدارگرایی در جامعه مخالف است.
با وجود انتقاد به نسل های گذشته، نسل زد به تعامل، گفتگو و پذیرش تفاوت ها برای حل مشکلات اعتقاد دارد. آنها بجای نادیده گرفتن یا رها کردن چالش ها، درگیر می شوند تا به آنچه از نظرشان درست و منطقی است، دست یابند. این ویژگی ها می تواند برای نهادهای سیاسی به عنوان تهدید محسوب شود.
در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، دهه هشتادی ها برای مطالبات منطقی و انسانی خود به خیابان ها آمدند. اگرچه ارگان های سرکوب حکومت اسلامی ایران با هزینه های بالا آنها را مجبور به عقب نشینی کردند، اما این امر از نیروی جمعی آنها نکاست. نسل زد در شبکه ها و گروه های مختلف حضور دارد و برای ایجاد تغییرات آگاهانه در جامعه با وجود تنوعاتی که در میانش وجود دارد تلاش می کند.
این نسل با تکیه بر نیروهای داخلی، توانایی جلب حمایت و همبستگی نیروهای خارجی و ایرانیان مهاجرت کرده و تبعیدی را نیز دارد. تا کنون، این نیروی آگاه و مدرن توانسته است نسل های قبلی را تحت تاثیر قرار داده و به حمایت از خود وادارد. آنها در حال خودسازی، سازماندهی و برآمد سیاسی علنی برای انجام تغییرات همه جانبه در جامعه هستند.
زیستن در دایره حقیقت خود، به معنی شکلی از کنشگری
نسل زد در حکومت اسلامی ایران، در فضایی پر از تضادهای ایدئولوژیک، سرکوب های سیاسی و اجتماعی، و محدودیت های گسترده رشد کرده اند. اما در عین حال، آنها با ابزارهایی مانند اینترنت، شبکه های اجتماعی و ارتباطات جهانی آشنا شده اند که به این نسل امکان داده تا هویت خود را باز تعریف کنند و حقیقتی را که خود به آن باور دارند، جستجو کنند و در آن زندگی نمایند. در ایران، حاکمیت همواره تلاش کرده است تا حقیقتی یکدست و ایدئولوژیک را به جامعه تحمیل کند؛ اما نسل زد در مقابل این روند، بدنبال کشف حقیقت خود و زیستن بر اساس ارزش ها، باورها و هویت مستقل است. آنها با مفاهیمی مانند آزادی پوشش، انتخاب سبک زندگی و رهایی از سیطره ایدئولوژیک مواجه اند و تلاش می کنند از این چارچوب های تحمیل شده فاصله بگیرند.
برای نسل زد ایران، حقیقت شخصی تنها یک تجربه فردی نیست، بلکه ابزاری برای مقاومت در برابر نظام های تحمیلی محسوب می شود. این نسل بجای پذیرش واقعیت های القاشده از سوی دولت یا نهادهای اجتماعی، تلاش می کند حقیقت خود را بسازد و از آن دفاع کند. حقیقت شخصی برای آنها نه تنها تجربه ای فردی، بلکه وسیله ای برای مقابله با شرایط اجتماعی و سیاسی تحمیل شده است.
این نسل با نافرمانی مدنی، اعتراضات خیابانی، بیان نظرات در فضای مجازی و سبک زندگی متفاوت، تعریف خود از حقیقت، آزادی و حق انتخاب را تثبیت کرده و برای حفظ آن ایستادگی می کند. به عبارت دیگر، انتخاب ها و تجربیات فردی - مانند مخالفت با حجاب اجباری یا اعتراض به نظام آموزشی - نه صرفا انتخاب هایی شخصی، بلکه کنش هایی مقاومتی در برابر ساختارهای سلطه گر هستند. برای مثال، بسیاری از دختران نسل زد در ایران، حجاب را نه به عنوان امری دینی یا فرهنگی، بلکه به مثابه ابزاری برای سرکوب حکومتی می بینند. از اینرو، حضور بدون حجاب در خیابان ها برای آنها تنها یک تصمیم فردی نیست، بلکه شکلی آگاهانه از مقاومت مدنی علیه قوانین تحمیلی و ساختارهای اجباری حاکم به شمار می آید. در این معنا، حقیقت آنها - یعنی مالکیت بر بدن خود و حق انتخاب پوشش - به ابزاری در برابر سیاست های اجباری تبدیل شده است.
بنابراین، مخالفت با حجاب اجباری، دفاع از حق انتخاب، و عدم پذیرش سیستم های آموزشی و اجتماعی تحمیل شده، نمونه هایی از این کنشگری هستند که نسل زد ایران از طریق آنها، مقاومت خود را در برابر سلطه و اجبار به نمایش گذاشته است.
هویت و بحران هویتی
برخی بر این باورند که نسل زد ایران «بی هویت» است، اما این دیدگاه بیش از آنکه بر واقعیت اجتماعی استوار باشد، بیشتر ناشی از نگرشی سنتی به مفهوم هویت است؛ نگرشی که هویت را امری ثابت، از پیش تعیین شده و محدود به چارچوب های ملی، مذهبی و فرهنگی می داند. در مقابل، نسل زد در شرایطی رشد کرده که مرزهای فرهنگی، رسانه ای و ارتباطی دگرگون شده و هویت دیگر امری ایستا نیست، بلکه در روندی پویا و در تعامل با جهان معاصر بازتعریف می شود. از این منظر، فاصله گیری این نسل از الگوهای سنتی را تباید به معنای «بی هویتی» دانست، بلکه باید آنرا نشانه ای از شکل گیری نوعی هویت نوین متناسب با شرایط جدید جهانی تلقی کرد.
در گذشته، هویت افراد معمولا بر پایه عناصری چون ملیت، مذهب، سنت های خانوادگی و ارزش های اجتماعی شکل می گرفت. اما نسل زد، که در عصر اینترنت، شبکه های اجتماعی و جهانی شدن رشد کرده، بجای پذیرش هویت های از پیش تعیین شده، بدنبال ساختن هویت بر مبنای تجربیات زیسته، انتخاب های فردی و گفتمان های جدید است. این نسل از طریق ارتباط و تعامل با فرهنگ های مختلف و دسترسی به منابع اطلاعاتی گسترده، حضور فعال در فضای دیجیتال، امکان مقایسه، بازاندیشی و انتخاب را برای خود فراهم کرده است. در این راستا، آنچه برخی «بی هویتی» مینامند، در واقع تلاشی برای رهایی از قالب های تحمیلی و بازتعریف هویت بر مبنای ارزش های جدید است.
یکی از مهم ترین جلوه های این تحول، نپذیرفتن هویت رسمی و ایدئولوژیکی است که حکومت اسلامی ایران طی دهه ها کوشیده به جامعه تحمیل کند، هویتی مبنی بر قرائت خاصی از مذهب، تقابل با جهان غرب و کنترل سبک زندگی فردی. نسل زد نه تنها با این الگوی هویتی همراهی ندارد، بلکه در پی ساختن هویتی است که بر تجربه های خود، آزادی فردی و حق انتخاب استوار باشد. از همین رو، می توان تاکید داشت که این نسل به سوی هویتی چندلایه حرکت کرده است، هویتی که همزمان از عناصر بومی تاثیر می پذیرد و با ارزش ها و الگوهای جهانی نیز پیوند دارد.
این شکاف در حوزه های مختلفی مانند سبک زندگی، آزادی های فردی، پوشش، انتخاب های شغلی، و روابط اجتماعی و گرایش های فکری و سیاسی آشکار شده است. نسل زد نه فقط بطور گسترده با حجاب اجباری مخالفت می کند، بلکه در سایر عرصه ها نیز از چارچوب های سنتی و حکومتی فاصله گرفته است. آنها دیگر موفقیت را در مسیرهای سنتی چون تحصیلات دانشگاهی و اشتغال دولتی جستجو نمی کنند و بیشتر به سمت مشاغل مستقل، مهاجرت یا فعالیت های جدید اقتصادی و مسیرهای متفاوت زیستی هستند. این انتخاب ها بیش از آنکه نشانه سردرگمی باشد، بیانگر تلاش برای ساختن شیوه ای متفاوت از زیستن است.
می توان فرایند هویت یابی نسل زد را در چند ویژگی اساسی خلاصه کرد:
یک - رد هویت های اجباری و تحمیلی و تلاش برای بازتعریف آنها بر اساس ارزش های شخصی؛
دو- تعریف هویت بر پایه فردیت و انتخاب آزادانه سبک زندگی، نه بر اساس تعاریف از پیش تعیین شده؛
سه- تمایل به هویت های چندلایه و فراملی، که ترکیبی از عناصر بومی و بینالمللی است؛
چهار- عدم پایبندی به چارچوب های سنتی در خانواده، شغل و روابط اجتماعی؛
پنج- جستجوی هویت در فضای مجازی و فراتر از مرزهای ملی، از طریق تعامل با فرهنگ های مختلف.
بر این اساس، ادعای «بی هویتی» نسل زد اغلب از سوی کسانی مطرح می شود که انتظار دارند این نسل نیز مانند نسل های گذشته، هویت خود را در چارچوب های سنتی تعریف کند. اما نسل زد ایران، بجای پذیرش هویتی از پیش ساخته، در حال شکل دهی به هویتی متکثر، پویا و جهانی بر پایه آزادی، انتخاب فردی و تجربه زیسته است. این نسل بشدت تحت تاثیر فرهنگ جهانی قرار دارد و از طریق اینترنت، رسانه ها، موسیقی، فیلم و ارتباطات دیجیتال با جهان در تعامل است. آنها ارزش هایی مانند حقوق بشر، آزادی بیان و عدالت اجتماعی را نه فقط درک می کنند، بلکه برای تحقق آنها تلاش می کنند. ازاینرو، آنچه در نگاه سنتی «بی هویتی» نامیده می شود، در حقیقت گذار از هویت های ایستا به هویت هایی سیال، متنوع و منعطف با جهان کنونی است.
سهم دختران نسل زد در ایران
طبق آمارهای رسمی مرکز آمار ایران، زنان تقریبا ۴۹ درصد از جمعیت کل ایران را تشکیل می دهند. از آنجا که نسل زد بطور عمده شامل افرادی است که در بازه زمانی ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ به دنیا آمده اند، می توان گفت که نیمی از این نسل را دختران تشکیل می دهند. طبق آمارها، حدود ۳۰ درصد از جمعیت ایران زیر ۲۰ سال هستند، که بخش عمده ای از آن به نسل زد تعلق دارد. بنابراین، می توان تخمین زد که تقریبا ۱۵ درصد از جمعیت کل ایران را دختران نسل زد تشکیل می دهند.
دختران نسل زد در ایران، بدلیل رشد در دنیای دیجیتال و بهره مندی از فناوری های نوین، بشدت تحت تاثیر تحولات جهانی قرار دارند و قادرند از امکانات ارتباطی موجود برای تبادل اطلاعات و آگاهی از مسائل اجتماعی و فرهنگی بهره برداری کنند. این نسل از شبکه های اجتماعی و پلاتفرم های دیجیتال برای دسترسی به اطلاعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی استفاده می کند و به همین دلیل، بیشتر از نسل های گذشته در معرض دیدگاه های متنوع و ایده های جدید قرار دارد. این امر موجب تغییرات عمده ای در نگرش ها، باورها و حتی رفتارهای اجتماعی آنها شده است.
دختران نسل زد ایران، در زمینه های مختلفی از جمله حقوق بشر، آزادی های فردی، جنبش های اجتماعی و مسائل سیاسی و فرهنگی فعالیت می کنند. این نسل که هنوز در سنین جوانی است، بخوبی از ظرفیت های دیجیتال برای سازماندهی فعالیت های اجتماعی و دفاع از حقوق خود بهره می برد. یکی از ویژگی های بارز این نسل، آگاهی آنها از حقوق خود است. دسترسی به منابع آموزشی آنلاین و فضای آزاد اطلاعاتی، به آنها این امکان را داده تا در زمینه حقوق بشر، حقوق زنان و مطالبات اجتماعی، آگاهی بیشتری کسب کنند. این دسترسی به اطلاعات، بویژه در زمینه برابری جنسیتی، سبب شده است که دختران نسل زد ایران بطور فعال در جنبش های مدنی، اجتماعی و حقوق بشری شرکت کنند و در تحولات فرهنگی و اجتماعی کشور در زمینه برابری جنسیتی نقشی موثر ایفا کنند. به عنوان مثال، می توان به نقش برجسته دختران نسل زد در اعتراضات اجتماعی و فرهنگی اشاره کرد که عمدتا از طریق شبکه های اجتماعی و اینترنت سازماندهی می شوند. این نسل در جنبش هایی مانند اعتراضات علیه حجاب اجباری، حقوق زنان، و آزادی های فردی در ایران به شکل چشمگیری حضور فعال دارد. در این راستا، دختران نسل زد به عنوان یکی از مهمترین محرک های تغییرات اجتماعی شناخته می شوند که با دیدگاه های جدید خود، ارزش های حکومتی نظام سیاسی ایران و حتی برخی دیدگاه های نسل های گذشته را به چالش کشیده اند.
این تغییرات تنها به مسائل اجتماعی محدود نمی شود، بلکه در عرصه های اقتصادی و سیاسی نیز تاثیرگذار بوده است. نسل زد با داشتن آگاهی بالا از مسائل اقتصادی و اجتماعی، نسبت به مشکلات موجود واکنش نشان می دهد و خواستار اصلاحات و تغییرات در سیاست ها و تصمیمات اقتصادی کشور است. این نسل بویژه در زمینه های اقتصادی مانند اشتغال، محیط زیست، رفاه اجتماعی، و حقوق مزدبگیران و... خواهان تغییرات جدی است. آنها از ظرفیت های دیجیتال برای آگاهی رسانی و برقراری ارتباط با سایر نسل ها و فرهنگ ها استفاده می کنند و در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی دخیل می شوند.
با توجه به این داده ها، می توان تاکید کرد که دختران نسل زد در ایران سهم بسیار زیادی در تحولات اجتماعی و فرهنگی کشور دارند. آنها با استفاده از فناوری های نوین و شبکه های اجتماعی به تغییر نگرش ها و رفتارها در جامعه کمک کرده اند. این نسل نه تنها در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی نقش مهمی ایفا می کند، بلکه به دلیل ویژگی های خاص خود، از جمله دسترسی به اطلاعات و آگاهی های روزآمد، می تواند در شکل دهی به آینده کشور نقش بسزایی داشته باشد. بنابراین، نسل زد، بویژه دختران این نسل، به عنوان یکی از گروه های کلیدی در روند تحولات اجتماعی ایران در دهه های آینده شناخته می شوند و می توانند در تصمیمگیری ها و سیاست های کشور تاثیرگذار باشند.
چالش ها و نگرش های نسل زد در ایران و با حکومت اسلامی
نسل زد در ایران، بطور کلی، نگاه انتقادی و معترضانه ای نسبت به حکومت اسلامی، ولایت فقیه و تمرکز قدرت در دست یک نفر دارد. این نگاه بر پایه تجربیات زیسته، دسترسی گسترده به اطلاعات، و تعامل با ارزش های جهانی شکل گرفته است. می توان دیدگاه ها و چالش های این نسل را در محورهای زیر بررسی کرد:
۱. مخالفت با دیکتاتوری و حکومت فردمحور
نسل زد ایران با تجربه های زیسته در جمهوری اسلامی و دسترسی به منابع اطلاعاتی متنوع، بطور جدی مخالف هر نوع حکومتی است که بر اساس اقتدارگرایی و تمرکز قدرت در دست یک فرد یا نهاد خاص بنا شده باشد. این نسل که در نظام جمهوری اسلامی با تمرکز قدرت در دستان رهبر(ولی فقیه) پرورش یافته است، نسبت به این نوع ساختارهای سیاسی بی اعتماد است. نسل زد معتقد است که هیچ حکومتی نمی تواند مشروع باشد اگر در آن حقوق بشر، آزادی های فردی، شفافیت و پاسخگویی به مردم رعایت نشود. این نگرش از واقعیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که نسل زد خود تجربه کرده و آموخته، نشات می گیرد.
نسل زد از طریق فضای دیجیتال و رسانه های آزاد با دیدگاه های مختلف در مورد تاریخ معاصر آشنا شده است و دیگر نمی تواند به روایت های یک سویه و تحریف شده از دیکتاتوری ها اعتماد کند. برای این نسل، حتی اگر دیکتاتوری ها با شعارهایی همچون «پیشرفت»، «توسعه» یا «ثبات» معرفی شوند، در نهایت به سرکوب، نقض آزادی ها و بی توجهی به مطالبات مردم منتهی خواهند شد.
این نگرش در مواجهه با حکومت های «بد» و «بدتر» نیز به وضوح دیده می شود. نسل زد تفاوتی میان دیکتاتوری های «خوب» و «بد» قائل نیست و هر نوع حکومتی که بر اساس سرکوب و محدودیت های سیاسی استوار باشد را رد می کند. حتی اگر چنین حکومت هایی به شعارهای مانند رفاه مادی و ثبات ظاهری جامعه بپردازند، در نهایت این سرکوب و محدودیت ها هستند که تعیینکننده خواهند بود.
نسل زد دموکراسی را به عنوان الگوی حکومتی قبول دارد. این نسل خواهان حکومتی است که در آن حقوق بشر، آزادی های فردی، انتخابات دوره ای، شفافیت و مشارکت عمومی رعایت و انجام شود. برای آنها، حکومتی که بر پایه اراده و رای آزاد مردم بنا شود و مسئولین در برابر مردم پاسخگو باشند، تنها مدل حکومتی قابل قبول است.
نسل زد برخلاف نسل های پیشین که بیش تر تحت تاثیر ایدئولوژی ها و روایت های رسمی قرار داشتند، بطور جدی خواهان تغییرات بنیادین و همه جانبه در ساختار سیستم حکومتی ایران است. این نسل، که از ابزارهای مدرن مانند شبکه های اجتماعی برای آگاهی بخشی و بسیج عمومی استفاده کرده است، بدنبال گذار به نظامی است که در آن دین از سیاست جدا باشد. این مطالبه بصورت عینی در مخالفت با تبعیض، حجاب اجباری، آموزش ایدئولوژی مذهبی در نظام آموزشی و محدودیت های اجتماعی و رسانه ای نمود پیدا می کند. نسل زد خواهان آزادی در تصمیم گیری درباره باورها، ارزش ها و سبک زندگی خود است و نمی خواهد این تصمیمات از سوی حکومت به او تحمیل شوند.
جنبش هایی مانند «زن، زندگی، آزادی» نمونه هایی از تغییر نگرش این نسل هستند که از اصلاحات تدریجی بسوی تغییرات بنیادین در سیستم حکومتی حرکت کرده اند. نافرمانی مدنی، اعتراضات خیابانی و درخواست برای نفی استبداد و برقراری یک نظام دموکراتیک با توزیع عادلانه قدرت، نشاندهنده عزم این نسل برای مقابله با ساختارهای اقتدارگرا و متمرکز است.
نسل زد بر این باور است که مدل هایی مانند جمهوری های سکولار دموکرات و دموکراسیهای پارلمانی می توانند جایگزین مناسبی برای سیستم هایی چون ولایت فقیه باشند. آنها بدنبال حکومتی هستند که در آن قدرت بطور عادلانه توزیع شده باشد و همه افراد در فرآیند تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها مشارکت کنند.
در کل، نسل زد نه تنها به گذشته تاریخی به عنوان الگویی برای حکمرانی نگاه نمی کند، بلکه بدنبال آینده ای متفاوت است؛ آینده ای که در آن آزادی، شفافیت، شایسته سالاری، تنوع، عدالت اجتماعی و مشارکت جمعی مبنای حکومت داری باشد و مردم در تعیین سرنوشت خود نقش فعال داشته باشند.
۲. بی اعتمادی عمیق به نظام موجود
نسل زد در ایران در فضایی رشد کرده که با مشکلات ساختاری و بحران های پیاپی همراه بوده است. این نسل، برخلاف نسل های پیشین که دوره هایی از امید به اصلاحات را تجربه کردند، بیشتر با ناپایداری اقتصادی، فساد سیستماتیک، سرکوب اعتراضات، محدودیت های اجتماعی و سانسور گسترده رسانه ای مواجه شده است. حوادثی مانند اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ ، همگی نشان داده اند که حکومت، بجای شنیدن مطالبات مردم، با خشونت پاسخ می دهد.
این نسل با مشاهده سرکوب، فقر گسترده در جامعه، بحران محیط زیستی، بیثباتی اقتصادی و انسداد فضای سیاسی، نه تنها نسبت به کارآمدی حکومت تردید دارد، بلکه حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه را غیرقابل اصلاح می داند. این بی اعتمادی عمیق باعث شده که بسیاری از جوانان از هرگونه مشارکت در سازوکارهای رسمی، از جمله انتخابات، خودداری کنند و بدنبال راه های جایگزین برای بیان اعتراضات و تغییر وضعیت باشند.
۳. جنبش «زن، زندگی، آزادی» و تغییر پارادایم سیاسی
جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطفی در نگرش نسل زد به سیاست و حکومت در ایران بود. برخلاف جنبش های اجتماعی گذشته که بیشتر به اصلاح تدریجی از درون سیستم امید داشتند، این جنبش بر تغییرات بنیادین و ساختاری تاکید دارد. شعارهای مطرح شده در این جنبش، مانند «مرگ بر دیکتاتور» و «زن، زندگی، آزادی»، نشان داد که نسل زد نه تنها با محدودیت های اجتماعی مانند حجاب اجباری مخالف است، بلکه کل ساختار ولایت فقیه و حکومت دینی را زیر سوال می برد.
در این جنبش، بسیاری از نمادهای جمهوری اسلامی، از جمله رهبری مادام العمر، ایدئولوژی حکومت دینی و سرکوب سیستماتیک آزادی های فردی و اجتماعی، به چالش کشیده شد. حضور گسترده زنان و دختران نسل زد در خط مقدم اعتراضات و نافرمانی های مدنی، مانند برداشتن حجاب اجباری، نشان دهنده تغییر نگرش عمیق این نسل نسبت به مشروعیت حکومت بود. این تغییر پارادایم سیاسی نشان داد که نسل جدید بدنبال نظامی مبتنی بر رفع تبعیض، حقوق برابر، دموکراسی و مشارکت مردمی است و دیگر به وعده های اصلاح طلبانه در چارچوب نظام کنونی اعتقادی ندارد.
۴. توسل و تکیه بر شبکه های اجتماعی به عنوان ابزار آگاهی رسانی و سازماندهی
نسل زد در ایران، برخلاف نسل های پیشین، بجای تکیه بر رسانه های رسمی و روش های سنتی کنشگری، از شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، توییتر، تلگرام و تیک تاک برای آگاهی رسانی، هماهنگی اعتراضات و بسیج افکار عمومی استفاده می کند. این فضاها به آنها امکان می دهد سانسور را دور بزنند، اخبار واقعی را منتشر کنند و در مواجهه با روایت رسمی حکومت، روایت جایگزین ارائه دهند.
یکی از استراتژی های اصلی نسل زد، نافرمانی مدنی در اشکال مختلف است؛ از برداشتن حجاب اجباری گرفته تا تحریم انتخابات و عدم مشارکت در برنامه های رسمی حکومت. این اقدامات نشان دهنده نارضایتی عمیق و بی اعتمادی به اصلاحات درون سیستمی است. آنها معتقدند که مشارکت در این سیستم نه تنها بیفایده است، بلکه به مشروعیت بخشی به یک نظام سرکوبگر کمک می کند.
برخلاف نسل های قبلی که عمدتا در چارچوب احزاب یا جریان های مشخص سیاسی فعالیت می کردند، نسل زد از شیوه های غیرمتمرکز و سازماندهی افقی برای اعتراضات استفاده می کند. این شیوه، که نمونه بارز آن در جنبش «زن، زندگی، آزادی» دیده شد، موجب شده که سرکوب حکومتی دشوارتر شود و جنبش های اعتراضی پویاتر و انعطاف پذیرتر باشند.
این نسل با استفاده از فناوری، تاکتیکهای نوین اعتراض و شبکه های ارتباطی غیرمتمرکز، نشان داده است که روش های سنتی سیاست ورزی دیگر پاسخگوی خواسته هایش نیست و مسیرهای جدیدی را برای تغییر و کنشگری انتخاب کرده است.
۵. دفاع از حقوق شهروندی تا جدایی دین از سیاست
نسل زد ایران بطور روزافزون به مفاهیمی چون حقوق شهروندی، آزادی های فردی و جامعه مدنی گرایش پیدا کرده و خواهان تغییرات ساختاری و اجتماعی است. در نظرسنجی ها و تحلیل های اجتماعی، مشاهده می شود که این نسل به تفکیک دین از سیاست باور دارد و ترجیح می دهد که دین به عنوان امر شخصی، اختیاری و انتخابی باقی بماند و از تاثیرگذاری آن در سیاست گذاری ها و مدیریت عمومی جامعه جلوگیری شود. این نگاه انتقادی، که در جنبش های اجتماعی اخیر به وضوح دیده می شود، نشان دهنده تحولی عمیق در ذهنیت و آرمان های اجتماعی نسل زد است. در ایران، مانند بسیاری از کشورهای دیگر، این نسل در جستجوی فضایی است که در آن حقوق فردی و آزادی های فردی بیشتر از فشارهای اجتماعی و مذهبی برآورده شوند.
نسل زد ایران نسبت به هرگونه تحمیل ایدئولوژیک و سیستم های فکری متمرکز حساسیت بالایی دارد. سیاست هایی مانند حجاب اجباری، آموزش اجباری ایدئولوژی اسلامی در مدارس، سرکوب رسانه ها و محدودیت های اجتماعی، باعث ایجاد تنش و نارضایتی در میان این نسل شده است. آنها بویژه از شیوه های حکومتی که بر پایه «ولایت فقیه»، «موروثی» و ایدئولوژی های توتالیتر بنا شده اند، انتقاد دارند. نسل زد ایران خواهان این است که خودشان درباره ارزش ها، باورها و حتی انتخاب های اجتماعی شان تصمیم بگیرند و نه حکومت. در یک تحلیل اجتماعی، این رفتارها از این نسل نشانه ای از تحول عمیق در شکل گیری هویت اجتماعی و فردی است، که به خصوص در دنیای دیجیتال و در تعامل با جوامع دیگر جهانی نمود پیدا می کند. این نسل تمایل دارد تا زندگی خود را بر اساس انتخاب های شخصی و آزادی های فردی خود طراحی کند، نه براساس دستورالعمل های حکومتی یا دینی.
۶. نگاه نسل زد به حکومت قبلی
نسل زد ایران بدلیل فاصله سنی یا زمانی با دوران رژیم گذشته پهلوی، فاقد تجربه مستقیم از این حکومت است و تجربه مستقیمی از آن دوره ندارد و شناخت خود از آنرا عمدتا از طریق منابع اطلاعاتی مختلف مانند روایت های خانوادگی، اسناد تاریخی، رسانه های رسمی و غیررسمی و فضای مجازی شکل داده است. این نسل در بستر جمهوری اسلامی رشد کرده و بیشتر از آنکه گذشته را محور تحلیل خود قرار دهد، دغدغه های اقتصادی، اجتماعی و آزادی های فردی در حال و آینده را دنبال می کند. برخلاف نسل های پیشین که درکشان از تاریخ عمدتا تحت تاثیر روایت های رسمی و محدودتری بود، نسل زد بدلیل دسترسی گسترده به اطلاعات و قدرت تفکر انتقادی، تاریخ را نه به عنوان حقیقتی مسلم، بلکه به عنوان روایتی قابل بازخوانی و تفسیر مجدد می بیند.
برداشت های نسل زد از دوران رژیم گذشته تحت تاثیر داده های متضاد موجود در فضای رسانه ای، متنوع و گاه متناقض است. البته این نگاه ها یکسان نیست و شامل طیفی از برداشت های مثبت، منفی یا انتقادی به گذشته است. برخی آن گذشته تاریخی را دوره ای از توسعه اقتصادی، نوسازی و آزادی های اجتماعی می دانند، در حالی که بخشی دیگر آنرا بدلیل سرکوب سیاسی، نبود آزادی بیان، شکاف طبقاتی و فقر، استبدادی می بینند. این تفاوت دیدگاه ها نشان دهنده تغییر در شیوه های شناخت تاریخی میان نسل ها است؛ نسل زد با استفاده از فضای دیجیتال، با روایت های گوناگون مواجه است و در نتیجه، نگاه تحلیلی تری به گذشته دارد.
برخلاف روایت های دو قطبی که دوران پهلوی را یا به عنوان «عصر طلایی» یا «دوران استبداد» معرفی می کنند، نسل زد در مواجهه با تاریخ، بیشتر به این می اندیشد که آیا تجربه حکومت های گذشته می تواند در حل مشکلات امروز راهگشا باشد یا نه. این نسل در دوران حکومتی رشد کرده که روایت های رسمی درباره گذشته را همواره برای توجیه مشروعیت خود به کار گرفته است. به همین دلیل، نسل زد نسبت به روایت های حکومتی، چه در ستایش از پهلوی و چه در نفی آن، بی اعتماد است و تمایل دارد با دیدگاهی انتقادی و مستقل به تحلیل تاریخ بپردازد.
از نظر فکری و رفتاری، نسل زد تمایلی به حمایت از حکومت های متمرکز و فردمحور، مانند ولایت فقیه(حکومت دینی و اسلامی) و... ندارد. تجربه زیست این نسل در جمهوری اسلامی که با محدودیت های شدید ایدئولوژیک، سرکوب اعتراضات و عدم پاسخگویی همراه بوده، آنها را نسبت به هرگونه نظام اقتدارگرا و غیرپاسخگو بدبین ساخته است. برخلاف نسل های پیشین که اغلب در چارچوب ایدئولوژی های مسلط جامعه فکر و تحلیل می کردند، نسل زد نگاه سیال تری به سیاست دارد و از الگوهای حکومتی ای حمایت می کند که در آنها حقوق شهروندی، آزادی های فردی، شفافیت و مشارکت سیاسی تضمین شده باشد.
با توجه به این رویکرد، نسل زد نه تنها نسبت به حکومت کنونی، بلکه به هرگونه ساختار سیاسی غیرپاسخگو، چه در قالب جمهوری اسلامی، چه در قالب حکومت موروثی یا ایدئولوژیک، بدبین است. این نسل بدلیل تجربه مستقیم از سرکوب و ناکارآمدی، بدنبال حکومتی دموکراتیک و مشارکتی است که در آن تصمیمات نه بر اساس اراده فردی، بلکه بر اساس اراده جمعی و سازوکارهای دموکراتیک اتخاذ شود. بنابراین، نسل زد نه تنها از گذشته به عنوان الگوی حکومتی استفاده نمی کند، بلکه آینده ای متفاوت را مطالبه می کند؛ آینده ای که در آن حقوق فردی، آزادی های اجتماعی و شفافیت سیاسی مبنای نظام حکومتی باشد.
در مجموع می توان تاکید کرد که نگاه نسل زد به تاریخ و سیاست، فراتر از کلیشه های رایج است و بر تحلیل انتقادی، تجربه زیسته و استقلال فکری استوار است. این نسل، برخلاف حکومت های اقتدارگرا که تلاش دارند تاریخ را ابزاری برای مشروعیت بخشی به خود قرار دهند، بدنبال بازخوانی انتقادی تاریخ و تحلیل شرایط کنونی برای یافتن راه حلی نوین است. بی اعتمادی به روایت های رسمی، جستجوی حقیقت از منابع متنوع و تاکید بر حقوق شهروندی و دموکراسی، ویژگی هایی است که نسل زد را از نسل های پیشین متمایز می کند و نشان می دهد که این نسل نه به گذشته بازخواهد گشت و نه وضعیت کنونی را خواهد پذیرفت، بلکه بدنبال آینده ای متفاوت و مبتنی بر آزادی، عدالت، تکثر و مشارکت جمعی است.
۷. چالش های مدیریت و تفاوت های نسلی در دنیای افقی و جهانی شده
در جوامع انسانی، تفاوت های فیزیکی، فرهنگی و روانی میان نسل ها همیشه وجود داشته و این تفاوت ها در روند تکامل اجتماعی تاثیرگذار بوده اند. نسل ها در طی دوران های مختلف با یکدیگر در تعامل بوده اند، با چالش ها و بحران ها روبرو شده اند و تحت تاثیر انقلاب ها و تغییرات گسترده، مسیر تکاملی خود را طی کرده اند. این تفاوت ها بویژه در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باعث ایجاد چالش های مدیریت میان نسلی شده اند. برای مثال، در جوامع سنتی، نسل ها معمولا در چارچوب های مشخصی از ارزش ها و هنجارها عمل می کردند، اما با تغییرات سریع و تکنولوژیکی عصر حاضر، این تفاوت ها به چالش هایی در شیوه های مدیریت اجتماعی و حکومتی تبدیل شده اند.
در گذشته، جوامع تحت سلطه دنیای عمودی با ویژگی هایی چون اقتدار، نظم و تمرکز بر مسئولیت های فردی قرار داشتند. اما امروز، دنیای افقی شکل گرفته که در آن تحرک، انعطاف پذیری و بی واسطه بودن در کانون توجه قرار دارند. جهانی شدن و پیشرفت های تکنولوژیکی این تغییرات بنیادین را شتاب بخشیده اند و به همین دلیل نسل ها، بویژه در این دوران، دیگر اولویت ها و مفاهیم مشترک یکسانی ندارند. هر نسل با توجه به شرایط و چشم انداز متفاوت خود به مسائل نگاه می کند که این تفاوت ها می تواند چالش هایی در فرآیندهای مدیریت و تصمیمگیری های بین نسلی ایجاد کند.
با این حساب، این تفاوت ها به معنای ناتوانی در همزیستی نیست، بلکه نشان دهنده نیاز جوامع به گفتگو، همکاری و سازگاری با یکدیگر است تا از این طریق نیازهای هر نسل مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال، نسل های گذشته ممکن است همچنان به ارزش های سنتی مانند اطاعت از اقتدار و تمرکز بر وظایف فردی اهمیت دهند، در حالی که نسل های جدیدتر بیشتر بر آزادی فردی، مشارکت اجتماعی و تغییرات ساختاری در نظام های حکومتی و اجتماعی تمرکز دارند. این تفاوت ها در زمینه های حکومتی و مدیریت اجتماعی می تواند به بحران های جدیدی منجر شود که نیاز به پاسخ های نوین و هماهنگی بین نسل ها برای حل آنها دارد. بنابراین، مدیریت این تفاوت ها و مواجهه با چالش های اجتماعی و سیاسی اهمیت زیادی پیدا می کند. با وجود اولویت ها و مفاهیم متفاوت، همزیستی ممکن است اگر افراد درک مشترکی از نیازها و خواسته های یکدیگر داشته باشند و فضای مناسب برای گفتگو و تطبیق فراهم شود.
۸. چالش های ارتباطات میان نسلی
در دنیای مدرن و در حال تغییر، برقراری گفتگویی موثر و مشارکتی میان نسل ها چنانچه پیشتر گفته شد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی از چالش های اصلی این است که تمرکز بیش از حد بر فناوری های جدید و ابزارهای تکنولوژیک، می تواند منجر به غفلت از مسائل واقعی و چالش های بنیادی جامعه شود. تغییرات سریع در حوزه های مختلف از جمله تکنولوژیک، اقتصادی و اجتماعی، الزامات جدیدی را برای رویکردهای مدیریتی ایجاد کرده است. این رویکردهای مدیریتی باید قادر به تعامل با تفاوت های موجود میان نسل ها باشند و بتوانند نیازها و خواسته های هر نسل را به شکل موثر پاسخ دهند. برای مدیریت بهینه این تفاوت ها، تنها داشتن استراتژی هایی برای جذب و نگهداری نیروهای مختلف کافی نیست؛ بلکه باید تفاوت ها و چالش های خاص هر نسل را بخوبی درک کرده و از آنها به عنوان فرصت هایی برای همکاری استفاده کرد. در این راستا، گفتگوهای میان نسلی می تواند بر پایه درک مشترک و نیاز به تغییرات اساسی شکل بگیرد تا در نهایت، اختلافات به فرصت های همکاری مشترک تبدیل شود.
۹. فرصت ها و چالش های تعامل میان نسل ها
در دنیای امروز، تحولات سریع و چشمگیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بطور چشمگیری در حال شکل دادن به فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. این تحولات باعث شده که تفاوت های نسلی به یکی از چالش های عمده تبدیل شوند. نسل های جدید که در دنیای دیجیتال و جهانی شده زندگی می کنند، با دنیایی متفاوت نسبت به نسل های گذشته روبرو هستند. این تغییرات نه تنها دسترسی به منابع فرهنگی و اجتماعی گسترده تری را برای نسل های جدید فراهم کرده، بلکه موجب بروز شکاف های عمیق در درک و تجربه میان نسل ها شده است. بویژه در کشورهایی مانند ایران که در حال گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن هستند، این تفاوت ها پیچیده تر شده و باعث تضادهای اجتماعی و فرهنگی می شود.
با این حال، این تفاوت ها نباید به جدایی و طرد میان نسل ها منجر شود. تعامل میان نسل ها یکی از ارکان اصلی در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع است. هر نسل بر اساس شرایط تاریخی، تجربیات اجتماعی و تحولات دوران خود، نگرش ها و ارزش های خاص خود را شکل می دهد. این تفاوت ها می توانند فرصتی ارزشمند برای تبادل دانش، تجربه و مهارت میان نسل ها فراهم آورند و زمینه ساز پیشرفت و تحول جوامع شوند. در این فرایند، نسل های مسن تر می توانند تجربیات خود را به نسل های جوانتر منتقل کنند، در حالی که نسل های جدید با بهره گیری از نوآوری ها و فناوری های پیشرفته، دیدگاه های تازه ای را ارائه دهند و راهکارهای سنتی را بهبود بخشند. اگر این تعامل به درستی مدیریت شود، نه تنها شکاف نسلی کاهش می یابد و همبستگی اجتماعی تقویت می شود، بلکه در توسعه سیاست ها و ایجاد مدل های اقتصادی پایدار نیز تاثیرگذار خواهد بود.
با این وجود، تعامل میان نسل ها با چالش هایی نیز روبرو است. تفاوت در ارزش ها، نگرش ها، مشکلات ارتباطی و مقاومت در برابر تغییر از جمله موانعی هستند که می توانند بر کیفیت این تعامل تاثیر بگذارند. هر نسل تحت تاثیر شرایط زمانی خاص خود، مجموعه ای از باورها را شکل می دهد که ممکن است با نسل های دیگر در تضاد باشد. این اختلافات، اگر بدون درک و پذیرش متقابل باقی بمانند، می توانند به سوء تفاهم، بی اعتمادی و حتی درگیری های میان نسلی منجر شوند. برای مثال، نسل های جوانتر ممکن است شیوه های سنتی زندگی و کار را ناکارآمد بدانند و خواستار تغییرات اساسی باشند، در حالیکه نسل های مسن تر به حفظ اصول و ارزش های گذشته پایبندند. همچنین، مقاومت نسل های مسن تر در برابر تغییر و بی توجهی نسل های جدید به تجربیات گذشته می تواند مانع از ایجاد تعامل سازنده شود.
برای تسهیل این تعامل سازنده، ضروری است فضایی برای گفتگو و تبادل نظر میان گروه های سنی مختلف فراهم شود. ایجاد فرصت هایی برای همکاری در محیط های آموزشی، شغلی و اجتماعی می تواند به درک متقابل کمک کرده و نسل ها را به یکدیگر نزدیکتر کند. احترام به تفاوت ها، تقویت نقاط مشترک و پذیرش انعطاف پذیری در نگرش ها و رفتارها از جمله راهکارهایی است که می تواند ارتباط میان نسل ها را بهبود بخشد. اگر نسل ها یاد بگیرند که از تجربیات یکدیگر بهره مند شوند و با دیدی باز به تغییرات نگاه کنند، علاوه بر مدیریت بهتر معضلات اجتماعی و اقتصادی، می توانند مسیر پیشرفت و توسعه پایدار جوامع را هموار سازند.
۱۰. تاثیر تحولات تکنولوژیک و ارتباطات جمعی بر جامعه پذیری نسل ها
در گذشته، جامعه پذیری عمدتا در مراکز آموزشی، مذهبی، نهاد خانواده و دوستان نزدیک صورت می گرفت. این فرآیند به نوعی ضامن حفظ و انتقال ارزش ها، هنجارها و الگوهای رفتاری نسل های مختلف بود. اما در دنیای امروز، دسترسی گسترده به فناوری و تکنولوژی های جدید، بویژه اینترنت و شبکه های اجتماعی، روند جامعه پذیری را به شکل بنیادی تغییر داده است. این تحولات موجب کاهش توان و ظرفیت نسل ها برای درک یکدیگر و ایجاد شکاف های میان نسلی شده است.
در گذشته، تغییرات میان نسل ها بدلیل محدودیت های ارتباطی و زمان، به تدریج صورت می گرفت. اما در عصر حاضر، سرعت تحولات تکنولوژیک و ظهور رسانه های جمعی باعث شده که مدت زمان هر تغییر نسلی بشدت کاهش یابد. در نتیجه، نسل های جدید به سرعت و به شکلی متفاوت از نسل های پیشین تحت تاثیر تغییرات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیک قرار می گیرند. این تغییرات همچنین بر رفتارهای نسل ها تاثیر می گذارد، بلکه الگوهای زندگی، تفکرات و حتی ارزش های آنها را نیز تغییر می دهد.
۱۱. فرهنگ و هویت در دوران جهانی شدن و نوگرایی
با گسترش فناوری های ارتباطی و رشد سریع رسانه های دیجیتال، دگرگونی های فرهنگی و هویتی در میان نسل های مختلف با سرعتی بی سابقه در حال وقوع است. اگرچه تفاوت های نسلی همواره بخشی از تحولات اجتماعی بوده اند، اما در دنیای امروز این تفاوت ها بدلیل پیشرفت های سریع تکنولوژیکی، فرهنگی و اجتماعی، عمیق تر و پویاتر از گذشته شده اند.
نسل های جدید در معرض حجم گسترده ای از اطلاعات، ارزش ها و سبک های زندگی متنوع از سراسر جهان قرار دارند. اینترنت، شبکه های اجتماعی و رسانه های نوین به آنها امکان می دهند تا فراتر از مرزهای جغرافیایی، با فرهنگ های مختلف آشنا شوند و به هنجارهای جدید گرایش پیدا کنند. این تغییرات نه تنها فاصله بین نسل های مختلف را بیشتر کرده، بلکه حتی میان افرادی که در یک بازه سنی مشابه قرار دارند نیز تفاوت های قابل توجهی در نگرش ها و سبک زندگی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، این روند با چالش هایی نیز همراه است. در حالیکه جهانی شدن فرصت های تازه ای برای تعامل فرهنگی، پذیرش تفاوت ها و تبادل ایده ها فراهم کرده، اما در برخی جوامع، نگرانی هایی درباره از بین رفتن هویت های بومی، کمرنگ شدن سنت ها و تضعیف پیوندهای اجتماعی بوجود آورده است. در چنین شرایطی، مسئله اصلی این است که چگونه می توان بین پذیرش تحولات جهانی و حفظ ریشه های فرهنگی تعادل برقرار کرد، به گونه ای که هویت فردی و جمعی در برابر تغییرات سریع دچار بحران نشود.
۱۲. فرصت ها و چالش های فرهنگی در عصر جهانی شدن
انسان ها در زیست خود همیشه تحت تاثیر شرایط مادی، اجتماعی و فرهنگی بوده اند که همواره در حال تغییر هستند. این تغییرات، جهانی پر از تحولات سریع و گسترده ایجاد کرده است که امکان دسترسی به فرهنگ ها و ایده های مختلف را فراهم آورده است. امروزه، ما با بیش از ۴ هزار فرهنگ شناخته شده در جهان مواجه هستیم. تا سال ها پیش، هر یک از این فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها در محدوده های جغرافیایی و اجتماعی خاص خود باقی می ماندند، اما در دنیای امروز، این فرهنگ ها و زبان ها دائما در حال مبادله و تعامل با یکدیگر هستند. این مبادلات فرهنگی و اجتماعی، بویژه برای نسل های جدید، فرصتی فراهم کرده است که پیش از این برای نسل های گذشته وجود نداشت. این روند نه تنها موجب گسترش آگاهی و دانش از فرهنگ های مختلف شده، بلکه به نسل های جدید این امکان را داده است که از تجربیات و ایده های متنوع جهانی بهره مند شوند. به همین دلیل، می توان گفت که در دهه های اخیر، میزان دسترسی به این منابع فرهنگی بطور چشمگیری افزایش یافته است و این روند همچنان با سرعت بیشتری در حال پیشرفت و تغییر است(در این ارتباط برای توضیح بیشتر می توان به مقاله، “طبقهبندی نسلها در جهان و ویژگیهای نسل دهه هشتادی در ایران “، مراجعه کرد).
۱۳. چالش های نسل های گذشته و حال در مواجهه با تحولات سریع
تکنولوژی و جهانی شدن فرصتی بی نظیر برای نسل های جدید فراهم کرده است تا بتوانند به سرعت به فرهنگ ها و اطلاعات مختلف دسترسی پیدا کنند، مرزهای جغرافیایی را پشت سر بگذارند و زندگی خود را بر اساس هنجارهای نوین شکل دهند. با این حال، این تحولات سریع برای نسل های گذشته که با دنیای متفاوتی رشد کرده اند، چالش های بزرگی به همراه داشته است. نسل های قدیمی تر، که معمولا در جوامعی با ساختارهای فرهنگی و اجتماعی ثابت تر زندگی کرده اند، ممکن است از این تغییرات احساس بیگانگی کنند و قادر به هماهنگ شدن با سرعت تحولاتی که در جهان رخ می دهد نباشند. برای این نسل ها، ورود به دنیای دیجیتال، استفاده از فناوری های نوین و پذیرش فرهنگ های جدید می تواند دشوار و گیج کننده باشد. این شکاف های نسلی می تواند منجر به احساس انزوا و بی اعتمادی به نسل های جدید شود و در برخی مواقع، به بروز نزاع های نسلی و تفاوت های فکری شدید میان جوانان و بزرگترها منتهی شود.
در عین حال، این تغییرات و تحولات فرصت های زیادی را برای نسل های جدید به همراه داشته اند. دسترسی به منابع فرهنگی، علمی و اجتماعی گسترده تر از هر زمان دیگری امکانپذیر شده است و جوانان امروز قادرند تا با استفاده از این منابع، مسیرهای نوینی برای رشد فردی و اجتماعی خود انتخاب کنند. این تحول به آنها فرصت می دهد تا با دیدگاهی بازتر به مسائل و چالش های جهانی نگاه کنند و برای پیشرفت اجتماعی و اقتصادی خود برنامه ریزی کنند.
به همین دلیل، یکی از چالش های اصلی این دوران، ایجاد پل ارتباطی میان نسل ها است. برای کاهش شکاف های نسلی و ایجاد درک متقابل، ضروری است که نسل های قدیمی تر و جدیدتر با هم همکاری کنند و از تجربیات یکدیگر بهره برداری نمایند. این تعامل می تواند به حفظ پیوندهای اجتماعی کمک کرده و زمینه را برای رشد اجتماعی و فرهنگی مشترک فراهم سازد.
۱۴. ضرورت تغییر نگرش ها برای مقابله با بحران های نسلی
برای پیشگیری از بروز بحرانهای نسلی و تقویت همکاری میان نسلها، ضروری است نگرشها و رویکردهایی شکل بگیرد که به تفاوتها و تنوع فرهنگی احترام بگذارد. تنها در چنین شرایطی میتوان از تعمیق شکافهای نسلی جلوگیری کرد و به سوی جامعهای همسو و مبتنی بر تعامل حرکت کرد. نسلها باید بهجای تقابل و بیاعتمادی، به یکدیگر نزدیک شوند و از تجربهها و دانستههای یکدیگر بهره ببرند. در این مسیر، تفاوتهای نسلی نهتنها بهعنوان یک چالش تلقی نمیشود، بلکه به فرصتی برای رشد، یادگیری متقابل و تحول اجتماعی تبدیل خواهد شد.
برای پیشگیری از بروز بحران های نسلی و تقویت همکاری میان نسل ها، ضروری است نگرش ها و رویکردهایی شکل بگیرد که به تفاوت ها و تنوع فرهنگی احترام بگذارد. تنها در این صورت است که می توان از تعمیق شکاف های نسلی جلوگیری کرد و بسوی جامعه ای همسو و مبتنی بر تعامل حرکت کرد. نسل ها باید بجای تقابل و بی اعتمادی، به یکدیگر نزدیک شوند و از تجربیات و دانش یکدیگر بهره برداری کنند. در این راستا، تفاوت های نسلی نه تنها به عنوان چالشی نگریسته نمی شود، بلکه به فرصتی برای رشد، یادگیری متقابل و تحول اجتماعی تبدیل خواهد شد.
در سال های اخیر، همانطور که اشاره شد، رشد فزاینده فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب بوجود آمدن فضای جدیدی در جامعه شده که ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را به چالش کشیده و تفاوت هایی میان نسل ها ایجاد کرده است. گسترش انفورماتیک، رسانه های الکترونیکی، مجازی و هوش مصنوعی نه تنها در ساختار اجتماعی بلکه در خانواده ها نیز نفوذ کرده اند. این تغییرات موجب فاصله گرفتن جوانان از بزرگترها شده و به تدریج باعث شکل گیری تفاوت های ارزشی و هنجاری میان نسل ها شده است. با این حال، سلیقه ها و انتخاب های نسل ها در گذر زمان گاهی به هم نزدیکتر می شوند.
تفاوت های نسلی در طول تاریخ همواره وجود داشته اند. هر نسلی با ویژگی های خاص زمانه خود شکل گرفته و با گذر زمان، این تفاوت ها ادامه یافته است، اما هر دوره به شیوه ای خاص این تفاوت ها را تجربه کرده است. بنابراین، می توان گفت تفاوت نسلی پدیده ای همیشگی است. نسل امروز با تجربه دنیای مجازی و زندگی دیجیتال، انتظارات و توقعات گسترده تری از محیط پیرامون خود و خانواده اش دارد. این توقعات، گاهی اوقات با انتظارات نسل های گذشته که از والدین خود داشتند، تفاوت های زیادی دارد. نسل جدید بدنبال تجربه ای نو از زندگی است و این امر را از طریق بهره برداری از امکانات و فناوری های پیشرفته ای که در دنیای امروز وجود دارد، ممکن می داند.
۱۵. نقد و آسیب شناسی نسل زد در ایران
آسیب شناسی نسل زد در ایران، تنها در صورتی می تواند تحلیلی، دقیق و منصفانه باشد که این نسل نه با معیارهای کلاسیک کنش سیاسی، بلکه در چارچوب شرایط تاریخی، فشارها و سرکوب ساختاری، زیست دیجیتال و منطق سیاست زندگی محور فهمیده شود. نسل زد، با وجود برخورداری از آگاهی اجتماعی بالا، جسارت در بیان و استقلال فکری، همزمان حامل مجموعه ای از تنش ها و تناقض ها روبروست که کنش سیاسی و اجتماعی او را پیچیده و چند لایه کرده است. این ویژگی ها، از یک سو ظرفیت های عظیمی برای تغییر بوجود می آورند و از سوی دیگر، محدودیت هایی ایجاد می کنند که مسیر تحقق خواسته ها و آرمان های این نسل را پُر چالش می سازد.
یکی از پارادوکس های اساسی در کنش نسل زد، نسبت پیچیده و گاه متناقض میان فردیت و جمع گرایی است. فردگرایی در این نسل، برخلاف برداشت های رایج که آنرا معادل بریدن از جامعه معنا می کنند، الزاما به معنای گسست از جامعه نیست، بلکه بیشتر واکنشی است به تجربه تاریخی سلطه ساختارهای اقتدارگرا بر مفهوم «امر جمعی» و مصادره آن به نفع قدرت. در چنین زمینه ای ساحت زندگی شخصی، سبک زندگی و انتخاب های فردی، به عرصه هایی برای بازتعریف هویت، اعمال کنش سیاسی روزمره و مقاومت مدنی تبدیل می شوند. با این وجود، همین فردیت محوری گاه موجب می شود کنش ها بیشتر بصورت مقطعی، انفجاری و واکنشی بروز یابند و کمتر به سازمانیابی پایدار، کنش جمعی مستمر و نهادسازی بلندمدت منجر شوند، امری که یکی از چالش های مهم نسل زد در مسیر تبدیل شدن به یک نیروی اجتماعی پایدار بشمار می آید.
زیست دیجیتال نیز یکی از دوگانه های اساسی تجربه نسل زد است. شبکه های اجتماعی از یک سو ابزار اصلی آگاهی بخشی، روایت سازی و شکل دهی به همبستگی های فراملی هستند، اما از سوی دیگر، بدلیل گردش سریع و انبوه اطلاعات، می توانند به سطحی شدن کنش ها، فرسودگی روانی، اضطراب، و گسست موقتی از واقعیت اجتماعی نیز بینجامند. کنشگری آنلاین، اگرچه به این نسل امکان دیده شدن، ارتباط گیری و بیان فوری می دهد، اما همزمان خطر فروکاست کنش سیاسی به واکنش های نمادین، هیجانی و کوتاه مدت را نیز در خود دارد.
بحران هویت و ارزش های پایدار نیز از دیگر محورهای آسیب شناسی نسل زد در ایران است. این نسل در میدان تنش میان دو جهان متضاد رشد کرده است؛ از یک سو سبک زندگی، رسانه ها و فرهنگ جهانی، و از سوی دیگر فشارهای برخاسته از سنت، ایدئولوژی رسمی و محدودیت های حکومتی. این شکاف می تواند به سردرگمی هویتی، تعلیق ارزش ها و ناپایداری در ساختار فکری و جهان بینی فرد بینجامد. از این جنبه، نسل زد بیش از هر زمان دیگری نیازمند فضایی امن، آزاد از قضاوت و سرکوب است تا بتواند فرآیند هویت یابی خود را آگاهانه و مستقل پیش ببرد.
یکی دیگر از پارادوکس های مهم این نسل، شکاف میان آرمان خواهی رادیکال و امکان تحقق عملی آن است. نسل زد آرمان هایی چون آزادی، عدالت، برابری جنسیتی و کرامت انسانی را با شدتی بی سابقه مطالبه می کند، اما ساختار بسته سیاسی، فقدان نهادهای مستقل، سرکوب مستمر و نبود امکان سازماندهی پایدار، تحقق این مطالبات را با موانع جدی روبرو می سازد. از این زاویه، بسیاری از جنبش ها با وجود قدرت انفجاری اولیه، در سطح تداوم و دستاوردهای نهادی با رکود تدریجی اثرگذاری مواجه می شوند.
بی اعتمادی عمیق نسبت به نهادهای رسمی و ساختارهای قدرت حاکم نیز از مهمترین ویژگی های این نسل است. این بی اعتمادی نه حاصل بدبینی انتزاعی، بلکه محصول تجربه زیسته سرکوب، تبعیض، فساد و ناکارآمدی است. با این وجود، تداوم این وضعیت در بلندمدت می تواند به تحلیل رفتن سرمایه اجتماعی، دشواری در کنش جمعی سازمان یافته و تقویت نوعی رادیکالیسم واکنشی بینجامد که بیش از آنکه سازنده باشد، انرژی اجتماعی را مستهلک می کند.
با وجود همه این چالش ها، نسل زد ایران از ظرفیت بالقوه عظیمی برای ایجاد تغییرات ساختاری و پایدار برخوردار است. پیوند میان آگاهی، زیست دیجیتال، شجاعت در کنش اجتماعی و حساسیت عمیق نسبت به حقوق فردی، این نسل را به یکی از مهمترین نیروهای تحول خواه جامعه معاصر ایران بدل کرده است. تقویت همبستگی افقی، شکل دهی به اشکال نوین نهادهای مدنی، و تبدیل کنش های پراکنده به شبکه های پایدار اجتماعی، می تواند مسیر گذار از اعتراض های مقطعی به تعییرات عمیق تر و ساختاری را هموار سازد.
البته تحقق آرمان های نسل زد در گرو برقراری توازنی انعطاف پذیر میان فردیت و مسئولیت اجتماعی، آرمانخواهی و واقعگرایی، جهان دیجیتال و میدان واقعی کنش است. نسل زد، با تمام محدودیت ها و تناقش هایش، نه یک نسل «سردرگم»، بلکه نسلی در وضعیت گذار و بازتعریف خویش است؛ نسلی که در دل بحران، در حال بازآفرینی سیاست، هویت و معنای زندگی در ایران معاصر است. این آسیب شناسی، اگر به درستی فهمیده شود، نه نشانه ضعف این نسل، بلکه نشانه موقعیت تاریخی پیچیده ای است که در آن ایستاده است.
نتبجه گیری
نسل زد نه یک نیروی اعتراضی مقطعی و زودگذر، بلکه نشانه یک تغییر عمیق و تازه در منازعه سیاسی و اجتماعی در ایران است؛ مرحله ای که در آن سیاست دیگر صرفا در نهادهای رسمی، احزاب و میان نخبگان شکل نمی گیرد، بلکه مستقیما در زندگی روزمره مردم، در سبک زیست، در خیابان، در آزادی های فردی و در حق انتخاب شهروندان جریان دارد. این جابجایی، معادلات قدرت را بطور بنیادین دگرگون کرده و مشروعیت نظم سیاسی موجود را با بحرانی ساختاری روبرو ساخته است. با این وجود، تا زمانی که این نیروی اجتماعی به تشکل، برنامه و سازماندهی مشخص نرسد، همواره در معرض فرسایش، سرکوب و دفع تدریجی از صحنه سیاسی قرار خواهد داشت. آینده سیاست در ایران نه در بازسازی الگوهای فرسوده و تاریخی حکمرانی، بلکه در نحوه مواجهه واقعی با این نیروی نوظهور رقم خواهد خورد؛ نیرویی که با نسل زد به صحنه آمده و سیاست را از نو، از پایین و از متن زندگی، بازتعریف کرده است.
اکتبر ۲۰۲۵
منابع :
یک- تحلیل گفتمان ارتباطی نسل Z در ایران/ موانع تعاملات بین نسلی
https://www.mashreghnews.ir/news/1631857/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D9%84-Z-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84%DB%8C
دو- آخرین پژوهشها درباره نسل Z ایران چه میگویند؟
https://www.khabaronline.ir/news/1970364/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%B3%D9%84-Z-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87
سه- نسل Z؛ فضای مجازی؛ آینده ایران
https://www.asriran.com/fa/news/1005702/%D9%86%D8%B3%D9%84-z-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
چهار- نسل زد (Z) چه کسانی هستند و چه خصوصیاتی دارند؟
https://hamyar.co/what-is-z-generation/
پنج- نسل زد و محیط اجتماعی ایران
https://www.sharghdaily.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-100/947166-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B2%D8%AF-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
شش- نسل z چه کسانی هستند و چه تاثیری در آینده ایران دارند؟
https://modirno.org/%D9%86%D8%B3%D9%84-z-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF/
هفت- ما و نسل z - گزارش سال ۱۴۰۲ دیجیکالا
https://about.digikala.com/reports/digikala1402/gen-z/
هشت- طبقهبندی نسلها در جهان و ویژگیهای نسل دهه هشتادی در ایران/علی صمد
https://voice-of-iran-republic.com/article/Y9Si8m60Ep/Article
نه- نسل z ایران و اهمیت آن برای کسبوکاره
https://webima.co/blog-post/z-gen-iran-its-importance-for-businesses/
ده- آیا «دهه هشتادی ها» و «دهه نودی ها» متفاوت عمل میکنند؟ «نسل Z» و آینده سیاست در ایران
https://fararu.com/fa/news/472399/%D9%86%D8%B3%D9%84-z-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
یازده- گزارش «نسل Z پیشرو در اعتراضات در ایران»
https://hammihanonline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-6/1549-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1
دوازده- مقالهٔ «نسل Z بلای جان جمهوری اسلامی»
https://fa.opensocietyalliance.org/s1202024021591/
سیزده- نسل «زد» ایران؛ جمعیتی که حکومت وجود آنها را انکار میکند
https://iranwire.com/fa/features/122864-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B2%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF/
چهارده- "آخرین پژوهشها در باره نسل Z ایران چه میگویند؟
https://taali-school.com/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%D8%B3%D9%84-z-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF/
پانزده- گفتگوی بیژن عبدالکریمی با یورونیوز: دموکراسی، نسل زد و سلبریتیها"
https://3danet.ir/euronews-interview-bijan-abdolkarimi
شانزده- آمار جمعیت به تفکیک رده سنی در ایران/ آمارفکت
https://amarfact.com/statistics/population-of-iran-by-age/
هفده- مدیر کل مرکز آمار ایران
