Health <- بازگشت

انقلاب نسل زد در بنگلادش، جوانان فقط رهبران فردا نیستند، بلکه رهبران امروز نیز هستند/علی صمد

مقدمه
تحولات بنگلادش در دهه اخیر  بیش از هر چیز در پیوند تنگاتنگ میان دگرگونی های اجتماعی و سیاسی قابل درک است؛ تحولاتی که نه بصورت خطی، بلکه در قالب فرآیندی پیچیده، چند لایه و گاه متناقض پیش می روند. گسترش آموزش، نفوذ فناوری های دیجیتال، افزایش مشارکت زنان در آموزش و بازار کار و رشد آگاهی اجتماعی بویژه در میان نسل های جوان سبب دگرگونی قابل توجهی در ارزش ها، انتظارات و الگوهای رفتاری جامعه شده است. در مقابل، عرصه سیاسی بنگلادش همچنان با چالش های چون رقابت های شدید حزبی، محدودیت فضای سیاسی، فشار بر مخالفان، و تمرکز قدرت همراه است؛ هرچند  همزمان تلاش هایی برای حفظ رشد اقتصادی، توسعه زیرساخت ها و تثبیت جایگاه منطقه ای کشور نیز دنبال می شود. این همزمانی پیشرفت اجتماعی و انسداد نسبی سیاسی، یکی از ویژگی های اصلی وضعیت کنونی بنگلادش به شمار می آید.

واکنش جامعه به این تحولات یکدست نیست. نسل‌ های مختلف، نهادهای مدنی، طبقات شهری و روستایی، و گروه‌ های اجتماعی و مذهبی، هر یک به شیوه‌ ای متفاوت به تغییرات پاسخ داده ‌اند؛ از همراهی و سازگاری فعال گرفته تا مقاومت، انفعال یا حتی تقابل. بویژه نسل جوان و نسل زد، در میانه این تحولات، نقش فزاینده‌ ای در بازتعریف هویت اجتماعی، مطالبات سیاسی و سبک زندگی ایفا می‌کنند.

از این ‌رو، تحولات بنگلادش را نمی‌ توان صرفا از زاویه سیاست رسمی یا شاخص‌ های اقتصادی بررسی کرد؛ بلکه باید آن را به ‌مثابه فرآیندی پویا و در حال شکل ‌گیری دانست که آینده ‌اش به تعامل نیروهای اجتماعی، سیاسی و نسلی وابسته است. این نوشته در ادامه، به بررسی مجموعه ‌ای از این مولفه‌ ها با تمرکز ویژه بر نسل جوان و نسل زد خواهد پرداخت.

بنگلادش به لحاظ آماری
جمعیت کنونی بنگلادش در میانه سال ۲۰۲۵، کمی بیش از ۱۶۷ میلیون نفر است. نسبت جنسیتی جمعیت تقریبا برابر است، با نسبت ۱۰۰٫۳ مرد به ۱۰۰ زن. در سال ۲۰۲۴، حدود ۵۹ درصد از جمعیت در مناطق شهری یا حاشیه شهری و ۴۱ درصد در مناطق روستایی زندگی می‌ کنند. جمعیت جوان (زیر ۲۵ سال) حدود ۴۰درصد از کل جمعیت را تشکیل می ‌دهد. نسل زد (افراد متولد شده از اواخر دهه ۱۹۹۰ تا اوایل دهه ۲۰۱۰) حدود ۳۰ درصد از جمعیت را شامل می‌ شود. تعداد دانشجویان در بنگلادش کمی بیش از ۴ میلیون نفر است که بخش قابل توجهی از آن را زنان تشکیل می دهند. این ترکیب جمعیتی، نقش جوانان را در تحولات فرهنگی، دیجیتال و حتی سیاسی کشور برجسته تر کرده است.
بیشتر مردم بنگلادش مسلمان هستند و مذهب رسمی کشور اسلام است که حدود ۹۰ درصد از جمعیت را تشکیل می‌ دهد. سایر گروه‌ های مذهبی شامل هندوها، بودایی‌ ها و مسیحیان (حدود ۸ درصد)، می ‌شوند. همچنین، اقلیت‌ های قومی مختلفی در بنگلادش زندگی می ‌کنند، از جمله اقوام چاکما، سانتال، و دیگر گروه‌ های بومی که در مجموع حدود ۲ درصد از جمعیت را تشکیل می ‌دهند.

طبق آمارهای موجود، نرخ باسوادی در بنگلادش در سال‌ های اخیر بهبود یافته است. بر اساس گزارش ‌ها، نرخ باسوادی بزرگسالان در بنگلادش حدود ۷۲ درصد است. این نرخ در مردان حدود ۷۸ درصد و در زنان حدود ۶۶ درصد گزارش شده است. این آمارها نشان ‌دهنده تفاوت ‌های جنسیتی در دسترسی به آموزش و فرصت‌ های تحصیلی است.

در سال ۲۰۲۴، سطح سواد در بنگلادش به ۷۷ درصد رسیده است که این رقم در مقایسه با سال ‌های قبل افزایش داشته است. با این‌ حال، هنوز هم تفاوت ‌های قابل ‌توجهی بین سطح تحصیلات مردان و زنان، بویژه در مناطق روستایی، وجود دارد. در حالی ‌که شهرها از نظر دسترسی به آموزش و امکانات تحصیلی در وضعیت بهتری قرار دارند، بسیاری از مناطق روستایی همچنان با چالش ‌هایی از جمله کمبود معلمان و امکانات آموزشی مواجه هستند.

در حوزه آموزش عالی، تعداد دختران دانشجو در بنگلادش در حال افزایش است. بر اساس گزارش‌ های انتشار یافته، تعداد دانشجویان زن در دانشگاه‌ های بنگلادش در سال ‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. با وجود این پیشرفت، همچنان چالش ‌های جدی مشاهده می شود؛ از جمله نابرابری ‌های جنسیتی و اقتصادی، ازدواج زود هنگام در برخی مناطق، فقر و دسترسی محدود به امکانات و منابع آموزشی در نواحی روستایی، و نیز محدود بودن فرصت های شغلی برای زنان پس از فارغ التحصیلی. این عوامل نه تنها بر تداوم تحصیل، بلکه بر کیفیت آموزش و  نرخ باسوادی نیز تاثیر می ‌گذارند. از این رو، تداوم سیاست ها و برنامه های حمایتی برای کاهش این نابرابری ها و ارتقای سطح سواد و آموزش در جامعه بنگلادش همچنان ضروری به نظر می رسد.

در حوزه اشتغال، زنان در بنگلادش بویژه در بخش‌ های کشاورزی، صنایع دستی و صنعت پوشاک فعال هستند. نرخ مشارکت اقتصادی زنان در مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری است، هرچند اشتغال شهری زنان بو خصوص در بخش خدمات و آموزش در حال افزایش است.

در مورد آمار ازدواج و طلاق، نرخ ازدواج در بنگلادش بالاست، اما نرخ طلاق نسبتا پایین است. این موضوع به عوامل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با خانواده در بنگلادش بر می ‌گردد. با وجود این، نشانه هایی از تغییر تدریجی نگرش ها، بویژه در میان نسل های جوانتر و شهرنشین، قابل مشاهده است که می تواند در بلندمدت به دگرگونی الگوهای خانوادگی منجر شود.

جایگاه مذهب و سکولاریسم در بنگلادش
بنگلادش کشوری با نظام حکومتی سکولار است که در آن مذهب بطور مستقیم و رسمی در سیاست ‌گذاری‌ ها دخالت ندارد. با این حال، بدلیل اینکه اکثریت جمعیت این کشور مسلمان هستند و احزاب اسلامی نیز در آن فعالند، تاثیرات مذهبی در برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی محسوس است. بنگلادش به عنوان یک جمهوری با سیستم حکومتی پارلمانی شناخته می‌ شود و اسلام به عنوان دین رسمی این کشور پذیرفته شده است. در عین حال، اصول سکولاریسم نیز در قانون اساسی و دیگر چارچوب‌ های حکومتی نیز تصریح شده اند. ماده دوم قانون اساسی بنگلادش اسلام را دین رسمی اعلام می ‌کند، اما آزادی مذهبی برای پیروان دیگر ادیان نیز تضمین شده است.

این کشور از ابتدا به‌ عنوان یک کشور سکولار و با جدایی دین از سیاست تاسیس شد، اما در طول زمان، نفوذ مذهب در سیاست گاهی افزایش یافته است. این تاثیرات بو‌یژه در دوران‌ های مختلف دولت ‌ها و زیر تاثیر گروه های اسلامی سیاسی بوجود آمده اند.

گروه های اسلامی در بنگلادش نقش فعالی در سیاست دارند. احزاب مذهبی مانند جماعت اسلامی بنگلادش، که به عنوان یک حزب اسلامی شناخته می ‌شود، در دوره‌ های مختلف در دولت مشارکت کرده ‌اند. این احزاب معمولا با احزاب بزرگتر ‌ائتلاف می‌کنند. به ‌عنوان مثال، حزب جماعت اسلامی بنگلادش در انتخابات سراسری سال ۲۰۰۱ موفق به کسب ۱۸ کرسی از ۳۰۰ کرسی پارلمان شد و در ائتلاف با حزب ملی ‌گرای بنگلادش تاثیرگذار بود. اما در انتخابات سال ۲۰۰۸، این حزب تنها ۲ کرسی بدست آورد که نشاندهنده کاهش چشمگیر حمایت مردمی بود.

پس از آن، در سال ۲۰۱۳، دادگاه عالی بنگلادش ثبت ‌نام این حزب را لغو کرد و آن را از شرکت در انتخابات منع نمود. این ممنوعیت در انتخابات ‌های بعدی نیز ادامه داشت بطوری که حزب جماعت اسلامی نتوانست در انتخابات ‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ شرکت کند و سهمی از آرای مردمی نداشته باشد.

بطور کلی، بنگلادش کشوری با نظام حکومتی سکولار است که اصول آن در ساختار حکومتی گنجانده شده، اما گاهی تاثیرات مذهبی در سیاست و مساءل اجتماعی و فرهنگی بیشتر از آنچه در قانون اساسی آمده است، به وضوح دیده می شود. 

تغییرات در دولت شیخ حسینه و تاثیر مذهب
در دوران نخست ‌وزیری شیخ حسینه، حزب « عوامی لیگ » که بطور سنتی یک حزب سکولار بشمار می ‌رود قدرت سیاسی را در اختیار داشته است. با وجود آنچه گفته شد، در سال ‌های اخیر تغییراتی در رویکرد این حزب نسبت به مسائل مذهبی دیده شده است. دولت، بویژه در مقاظعی که با چالش های سیاسی داخلی روبرو بوده، برای
حفظ و گسترش پایگاه اجتماعی خود تلاش کرده است روابطش را با گروه ها و جریان های مذهبی و اسلامی تقویت کند.

در این میان، جریانات مذهبی مانند «جماعت اسلامی» که پیش تر نیز به آن اشاره شد، نقش مهمی در فضای سیاسی بنگلادش دارند و تاثیرگذاری آنها در برخی مقاطع انتخاباتی این کشور قابل توجه است. این گروه ها بدلیل نگرانی از سیاست های سکولار دولت، در میان برخی اقشار جامعه نفوذ اجتماعی دارند؛ علیرغم این امر، بطور معمول  قادر نیستند اکثریت کرسی ها را در پارلمان به دست آورند و ناچارند برای اثرگذاری سیاسی، با احزاب دیگر وارد ائتلاف شوند. این وضعیت، جایگاه آنها را به عنوان بازیگرانی تاثیرگذار اما حاشیه ای در ساختار قدرت تثبیت کرده است. 

نقش سازمان ‌ها و تشکل ‌های اسلامی در اعتراضات بنگلادش
سازمان ‌ها و تشکل‌ های مذهبی، بویژه گروه‌ های اسلامی مانند حزب جماعت اسلامی، در اعتراضات اخیر بنگلادش نقش مهم و فعالی ایفا کرده ‌اند. این گروه ‌ها بدلیل رویکردهای متفاوت خود در مواجهه با تحولات سیاسی و اجتماعی، گاه با انتقاد از سیاست ‌های سکولار دولت، خواستار تغییرات در قوانین و سیاست های عمومی کشور شده ‌اند. جماعت اسلامی، به عنوان یکی از فعال ‌ترین گروه‌ های مذهبی، بر اساس اصول دینی خود از سیاست ‌های سکولاریسم انتقاد کرده و در برخی اعتراضات عمومی شرکت کرده است. این تشکل ‌ها معمولا سعی دارند تا اعتراضات را به نفع مطالبات خود هدایت کنند و در برخی مواقع توانسته ‌اند از حمایت ‌های مردمی در تظاهرات ‌های عمومی برخوردار شوند.

با وجود این، نگرش گروه‌ های مذهبی در بنگلادش نسبت به دموکراسی و شیوه حکومت ‌داری در بنگلادش یکسان نبوده است. برخی از این گروه ‌ها تلاش دارند تا اصلاحات سیاسی را در چارچوب گفتمان دینی پیش ببرند، در حالی که دیگر گروه‌ ها خواهان استقرار حکومتی مبتنی بر شریعت اسلامی هستند و با اصول یک نظام سکولار و دموکراتیک سازگاری ندارند. این تفاوت دیدگاه‌ ها، بویژه زمانی که مطالبات مذهبی با ارزش های دموکراتیک در تعارض قرار می گیرد، می تواند به پیچیده شدن تحولات سیاسی و اجتماعی کشور منجر شود.

در بنگلادش، مذهب همچنان بخش مهمی از فرهنگ عمومی و سیاست را تشکیل می دهد و این گروه‌ ها از طریق شبکه‌ های اجتماعی، مساجد و نهادهای غیررسمی نفوذ قابل توجهی بر جامعه دارند. با وجود این، گاهی ممکن است این گروه ‌ها به‌ عنوان مانع در برابر تحولات دموکراتیک عمل کنند. برخی جریان ها، مانند جماعت اسلامی، در حالی که از اصلاحات سیاسی و شفافیت حمایت می‌ کنند، اما همزمان در پی حفظ یا تقویت هویت اسلامی در سیاست کشور هستند. این رویکرد دوگانه می ‌تواند روند تغییرات دموکراتیک را پیچیده کرده و به تضعیف نهادهای دموکراتیک، حقوق بشر و آزادی ‌های فردی منجر شود.

گروه‌های مذهبی در بنگلادش، بویژه از میان نسل ‌های جوان و فعال در اعتراضات، معمولا زمانی به میدان می ‌آیند که این اعتراضات منافع دینی آنها را به چالش نکشد. این نوع نگرش ممکن است با اصول سکولاریسم و دموکراسی که در ساختار سیاسی بنگلادش ریشه دارد، در تضاد قرار گیرد. بنابراین، این گروه‌ ها در شرایط خاص می ‌توانند تهدیدی برای دموکراسی و حقوق بشر تبدیل شوند، بخصوص هنگامی که خواستار تغییرات اساسی در ساختار حکومت و قوانین بر مبنای اصول مذهبی باشند.

با این وجود، در مواقعی نیز این گروه ‌ها می‌توانند در حمایت از اصلاحات دموکراتیک نقش مثبتی ایفا کنند، مشروط بر آنکه منافع ایدئولوژیک و مذهبی ‌شان تهدید نشود. در مجموع، خطر اصلی نه از ماهیت این گروه‌ ها، بلکه از نحوه تعامل آنها با دموکراسی و نهادهای مدنی ناشی می ‌شود.

نقش احزاب اسلامی بنگلادش در دولت های موقت و کنونی
جریانات اسلامی، همانند حزب جماعت اسلامی، در سیاست بنگلادش حتی در دوران دولت ‌های موقت نقش قابل توجهی در سیاست بنگلادش دارند. دولت های موقت که معمولا در شرایط بحران سیاسی و به منظور مدیریت انتقال قدرت تشکیل می ‌شوند، تحت تاثیر احزاب مختلف، از جمله گروه ‌های اسلامی قرار می‌ گیرند. این جریانات از طریق مذاکره سیاسی، ائتلاف با احزاب بزرگتر، اعمال فشار اجتماعی و حمایت از برخی اصلاحات قانونی، به دنبال تثبیت نقش خود و تقویت هویت اسلامی در سیاست کشور هستند. البته نقش احزاب اسلامی در دولت های موقت دوگانه است: از یک سو، آنها می ‌توانند در ایجاد ثبات سیاسی نقش داشته و از طریق ائتلاف و همکاری با احزاب بزرگتر به مدیریت بحران و کاهش تنش ها کمک کنند؛ از سوی دیگر، تضادهای ایدئولوژیک آنها با احزاب سکولار و نهادهای دموکراتیک، ‌بویژه در حوزه‌ هایی مانند حقوق بشر و آزادی‌ های فردی، موجب تنش ‌های سیاسی می ‌شود.

در مجموع، به نظر می آید جریانات اسلامی در پی حفظ و گسترش نفوذ خود در ساختار سیاسی قدرت هستند، اما میزان موفقیت آنها بستگی به سطح تعامل ‌شان با نیروهای دموکراتیک و توانایی ‌شان در سازگاری با چارچوب های قانونی و اجتماعی بنگلادش بستگی دارد.

در پی استعفای شیخ حسینه و فرار او از کشور، محمد یونس، اقتصاددان و برنده جایزه صلح نوبل، به عنوان رئیس دولت موقت بنگلادش منصوب شد. در این دوره، احزاب اسلامی، بویژه جماعت اسلامی، تلاش کرده اند نفوذ سیاسی خود را بازیابی و تقویت کنند. آنها از طریق مشارکت در مذاکرات سیاسی و ائتلاف با دیگر احزاب، درپی تاثیرگذاری بر سیاست ‌ها و تصمیمات دولت موقت بوده اند. با این حال باید متذکر شد که نقش جریانات اسلامی در دولت ‌های موقت بنگلادش همواره پیچیده ‌و چند لایه ایفا بوده است. بنابراین، میزان موفقیت آنها ‌در تاثیرگذاری بر سیاست ‌های دولت موقت بستگی به توانایی ‌شان در تعامل سازنده با دیگر نیروهای سیاسی و پذیرش عملی اصول دموکراتیک دارد.

وقوع انقلاب نسل زد
بنگلادش پس از شکل گیری آنچه می توان از آن به عنوان « انقلاب نسل زد»، یاد کرد، وارد دوره ‌ای جدید از تحولات سیاسی و اجتماعی شد؛ مرحله ای که نقش و قدرت نسل جوان را در تغییر مسیر اینده این کشور به وضوج آشکار ساخت. این جنبش در سال‌ های اخیر، با به چالش کشیدن ساختارهای سنتی حکمرانی و نظم اجتماعی، زمینه ‌ساز تحولی عمیق و گسترده در تمامی عرصه‌ ها گردید.

پس از ۱۶ سال سلطنت شیخ حسینه، نخست‌ وزیر پیشین بنگلادش، که قدرت خود را با سرکوب شدید معترضان و برگزاری انتخابات تقلبی حفظ کرده بود، نسل زد توانست با استفاده از سازماندهی گسترده و بهره‌ گیری هوشمندانه از ابزارهای دیجیتال و شبکه های اجتماعی، و بسیج نیروهای جوان، یک جنبش فراگیر مردمی را شکل دهد. این جنبش، که در ابتدا مطالبات دانشجویی داشت، به تدریج به عاملی تعیین کننده در تحولات سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شود.

آغاز اعتراضات و دلایل نارضایتی
اعتراضات گسترده در بنگلادش از اول ژوئیه ۲۰۲۴ آغاز شد، زمانی که دانشجویان دانشگاه داکا به تصمیم تحریک کننده دولت برای بازگرداندن سیستم سهمیه ‌ای استخدام های دولتی معترض شدند. بر اساس این سیاست، حدود ۳۰ درصد از مشاغل دولتی به فرزندان افرادی اختصاص می ‌یافت که در جنگ استقلال ۱۹۷۱ علیه پاکستان شرکت کرده بودند. منتقدان این سیستم سهمیه ای را به عنوان ابزاری تبعیض آمیز می ‌دانستند که عمدتا به نفع گروه ‌های خاصی از جامعه عمل می‌ کرد، بویژه آنهایی که از ارتباطات سیاسی نزدیک با حزب حاکم عوامی لیگ برخوردار بودند. این سیاست اصل شایسته سالاری را تضعیف می کرد.

اعتراضات دانشجویی به سرعت گسترش یافت، چرا که دانشجویان آن را مانعی بزرگ برای استخدام بر اساس شایستگی و فرصت ‌های برابر می‌ دانستند. طرح مزبور مقرر کرده بود که ۱۰ درصد از مشاغل به زنان اختصاص یابد، اما به گفته نسرات تاباسوم، یکی از رهبران جوان زن در جنبش دانشجویی، استفاده ابزاری از این سیاست می توانست به زیان زنان تمام شود؛ به این معنا که "زنان بیشتر از آنکه بهره ‌مند شوند، در معرض آسیب قرار می گرفتند."

این اعتراضات به تدریج به کانونی برای بروز نارضایتی های گسترده اجتماعی و اقتصادی تبدیل شد. با وجود رشد اقتصادی بنگلادش در دوران حکومت حسینه، مشکلاتی مانند بیکاری گسترده جوانان، کاهش شتاب رشد اقتصادی پس از بحران کرونا و افزایش تورم، فشارهای زیادی را به جوانان و دیگر اقشار اجتماعی وارد کرده بود. در شرایطی که بیش از ۳۰ میلیون جوان یا بیکار بودند یا از سیستم آموزشی خارج شده بودند، تبعیضات اجتماعی و فساد ساختاری موجب افزایش خشم عمومی شد.

واکنش خشونت ‌آمیز دولت

دولت بجای پاسخگویی به خواسته‌ های معترضان و گفتگوی سازنده با جنبش دانشجویی، به سرکوب خشونت ‌آمیز روی آورد. در تاریخ ۱۶ ژوئیه، دولت دستور به پراکنده کردن معترضان با استفاده از گلوله‌ های لاستیکی داد که منجر به بکار گیری خشونت شدید توسط نیروهای امنیتی و کشته شدن چندین نفر شد. یکی از نمادین ترین موارد سرکوب، کشته شدن دانشجوی ۲۳ ساله ‌ای به نام ابو سعید بود که در جریان  اعتراضات به ضرب گلوله کشته شد. این حادثه نه تنها به افزایش خشم عمومی انجامید، بلکه اعتراضات را وارد مرحله جدید و رادیکالتر کرد.

در تلاش برای سرکوب اعتراضات، دولت محدودیت ‌های شدیدی اعمال کرد؛ از جمله قطع اینترنت موبایل، اعلام وضعیت منع رفت ‌و آمد در برخی مناطق و حتی اعزام ارتش به خیابان ‌ها. با وجود این، این اقدامات نتوانست مانع از گسترش اعتراضات شود. چرا که این بار، جوانان بنگلادش دیگر صرفا برای لغو سیستم سهمیه ‌بندی به خیابان نیامده بودند، بلکه اعتراض آنها متوجه کلیت حکمرانی اقتدارگرایانه و سرکوبگرانه شیخ حسینه شده بود. این اعتراضات که در ابتدا به عنوان یک حرکت دانشجویی شروع شده بود، به یک جنبش اجتماعی وسیع با مطالبات سیاسی تبدیل شد.

دوران حکومت داری شیخ حسینه:

شیخ حسینه که فعالیت سیاسی ‌اش از دهه ۱۹۸۰ آغاز شده بود، از جمله چهره‌ های تاثیرگذار تاریخ معاصر بنگلادش محسوب می ‌شود. او پس از بازگشت از تبعید و در پی ترور پدرش شیخ مجیب الرحمن و دیگر اعضای خانواده ‌اش، بار دیگر به سیاست بازگشت و در دهه ۹۰ میلادی نقش برجسته‌ ای در رهبری جنبش های اعتراضی علیه حکومت نظامی ایفا کرد. از آن زمان تا قبل از سرنگونی دولتش، حسینه یکی از بازیگران اصلی سیاست بنگلادش بود و از چندین سوء قصد جان سالم به در برده و خود را به نماد پایداری در برابر بحران‌ های سیاسی تبدیل کرده بود.

شیخ حسینه نخستین بار در سال ۱۹۹۶ به مقام نخست‌ وزیری رسید و یک دوره چهار ساله را در این سمت گذراند. پس از یک دوره وقفه، در سال ۲۰۰۸ دوباره به قدرت بازگشت و طی حدود ۱۶ سال، بنگلادش را تحت حاکمیت حزب "عوامی لیگ" اداره کرد. اگرچه دوران حکمرانی او با رشد اقتصادی و توسعه زیرساخت ‌ها  و بهبود برخی شاخص های اجتماعی همراه بود، اما همزمان، با محدود شدن فضای سیاسی، افزایش فساد، تضعیف نهادهای دموکراتیک و سرکوب مخالفان نیز شناخته می شود؛ روندی که به تدریج سایه ای سنگینی بر دستاوردهای اقتصادی این دوره انداخت.

در دوره های مربوطه، سازمان‌ های حقوق بشری داخلی و بین المللی بارها نسبت به روند فزاینده تبدیل شدن حکومت بنگلادش به یک حکومت تک‌ حزبی هشدار داده بودند. خشونت ‌های سیاسی، تهدید رای ‌دهندگان، بازداشت‌ های خودسرانه فعالان سیاسی، هنرمندان، فعالین مدنی، اجتماعی و روزنامه‌ نگاران، و استفاده گسترده سختگیرانه از قانون امنیت سایبری علیه مخالفان سیاسی، از جمله ویژگی ‌های شاخص حکومت شیخ حسینه بشمار می رفت.

با ادامه اعتراضات دانشجویی، دولت حسینه بجای گفتگو با معترضین و پذیرش مطالباتشان، از هر گونه مذاکره ای  مستقیم خودداری کرد و دانشجویان را به برخوردهای قضائی و امنیتی تهدید کرد. او معترضان را "رازاکار" (اصطلاحی تحقیر‌آمیز برای کسانی که به همکاری با ارتش پاکستان در جنگ استقلال ۱۹۷۱ متهم هستند) نامید و این موضعگیری موجب خشم و شدت یافتن اعتراضات شد. با افزایش دامنه اعتراضات و تشدید خشونت‌ های دولتی، افکار عمومی به سرعت علیه شیخ حسینه تغییر کرد. در تاریخ ۵ اوت ۲۰۲۴، پس از هفته ‌ها اعتراض گسترده و فشارهای روزافزون داخلی و خارجی، حسینه مجبور به استعفا شد. او به‌ وسیله یک هواپیمای نظامی از بنگلادش فرار کرد، و این لحظه پایان سلطه ۱۶ ساله ‌او بر قدرت بود. دوران حکمرانی او که با خودکامگی فزاینده، سرکوب مخالفان و فساد ساختاری شناخته می شد، به این شکل به پایان رسید.

این استعفا پس از مذاکرات پیچیده ‌ای میان رهبران دانشجویی و احزاب سیاسی مختلف، از جمله "حزب ملی‌ گرای بنگلادش" و "جماعت اسلامی بنگلادش"، صورت گرفت. این توافق زمینه ‌ساز تشکیل یک دولت موقت شد که در پی آن، امید به برقراری اصلاحات سیاسی و اجتماعی در کشور بیشتر شد. این تحول نه تنها پایان یک دوران سیاسی در بنگلادش بود، بلکه نماد تغییراتی عمیق در نحوه مواجهه نسل جوان با قدرت ‌های سنتی و خودکامه نیز به شمار

نقش کلیدی نسل زد در تحولات اجتماعی و سیاسی بنگلادش:
نسل زد در بنگلادش که عمدتا به‌ دلیل رشد در دوران فناوری ‌های دیجیتال و رسانه ‌های اجتماعی شناخته می ‌شود، نقشی محوری در شکل ‌گیری و پیشبرد این انقلاب ایفا کرد. این نسل که بطور تقریبی از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا اوایل دهه ۲۰۱۰ به دنیا آمده‌ اند، با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، توانستند اعتراضات را به سرعت سازماندهی کرده و پیام خود را نه تنها در داخل کشور، بلکه در سطح جهانی انتشار دهند.

نسل زد در بنگلادش در دوره‌ ای از پیشرفت سریع تکنولوژی، گسترش ارتباطات جهانی و افزایش آگاهی اجتماعی رشد کرده است. برخلاف نسل ‌های پیشین، این نسل تنها مصرف ‌کنندگان منفعل اطلاعات نیستند، بلکه نقش فعالی در تولید، سازماندهی و توزیع آن ایفا می کنند. آنها از رسانه ‌های اجتماعی، ابزارهای دیجیتال و پلاتفرم‌ های آنلاین برای سازماندهی، آگاهی‌ رسانی، بسیج اجتماعی و جلب حمایت عمومی برای مسائلی که برایشان اهمیت داشت، استفاده کردند.

این نسل، بیشتر از هر نسل دیگری، تحت تاثیر عصر دیجیتال قرار گرفته است و آن را به یک نیروی تاثیرگذار در مقیاس ملی تبدیل کرده است. آنها از طریق هشتگ ‌ها، ویدیوها و گزارش های زنده، میلیون‌ ها نفر را به هم متصل کردند و نوعی همبستگی فراگیر و حتی فراملی بوجود آوردند که هیچ راه فراری برای دولت شیخ حسینه باقی نگذاشت. این جوانان با آگاهی بالا از شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور و بو‌یژه با توجه به بی ‌اعتمادی گسترده به دولت حاکم، توانستند جنبش‌ اعتراضی خود را در برابر سرکوب ‌ها و تهدیدات شدید دولت پیش ببرند. این نسل جوان، نه فقط برای مطالبات فردی و دانشجویی خود، بلکه برای حقوق اقشار محروم و سرکوب‌ شده جامعه مصممانه ایستادند. آنان در برابر تلفات سنگین و فشارهای طاقت فرسا، با یک هدف مشترک پیش رفتند: بازپس ‌گیری آینده کشورشان از چنگ یک دولت فاسد، خودکامه و مشارکت در جهت ایجاد یک جامعه عادلانه برای همه.

جنبش ‌های مردمی و به دست گرفتن کنترل کشور توسط دانشجویان
زمانی که شیخ حسینه بدلیل بحران ‌های فزاینده مجبور به فرار از کشور شد، دانشجویان نسل زد در سراسر بنگلادش توانستند نقش تعیین کننده ای در مدیریت وضعیت کشور ایفا کنند. بویژه پس از آنکه بخش قابل توجهی از  نیروهای امنیتی وفادار به حکومت پیشین، تحت فشار افکار عمومی، خشم مردمی و نگرانی از گسترش اعتراضات، از صحنه عقب نشینی کردند و به مناطق محل سکونت خود بازگشتند. خلاء قدرت با ابتکار دانشجویان بطور موقت پر شد. دانشجویان با سازماندهی گسترده، ایجاد شبکه های محلی و هماهنگی محدود اما موثر با ارتش، توانستند نظم عمومی کشور را تا حد زیادی حفظ کنند و حتی از جان و مال شهروندان، بویژه خانه‌ ها و اماکن مذهبی اقلیت ‌های دینی حفاظت نمایند. این سطح از هماهنگی و همبستگی، بخصوص در زمانی که اینترنت قطع و مقررات منع رفت ‌وآمد برقرار بود، نشان دهنده ظرفیت بالای این جنبش برای مدیریت بحران و کنش جمعی بود.

این جنبش نه تنها در بنگلادش بلکه در سطح جهانی به ‌عنوان نمونه ای کم سابقه از قدرت نسل جدید در تحولات سیاسی ‌به شمار می ‌رود. ویژگی برجسته این جنبش، استفاده موثر از رسانه‌ های اجتماعی و فناوری‌ های دیجیتال است که موجب اطلاع رسانی، هماهنگی سریع و بسیج اجتماعی شد. هر چند که این نوع جنبش های اجتماعی در تاریخ جوامع مختلف سابقه داشته اند، آنچه اعتراضات نسل زد در بنگلادش را متمایز می ‌کند، ابعاد و سرعت این تغییرات است. در واقع، این جنبش نشان داد که چگونه نسل جدید این کشور توانست با استفاده از ابزارهای مدرن ارتباطی، یک حرکت دانشجویی را به یک جنبش مردمی گسترده تبدیل کند و یک دولت اقتدارگرا را با اعتراضات پیگیرانه و عمدتا مسالمت آمیز از طریق نافرمانی مدنی از قدرت برکنار کند.

دلایل موفقیت و تقویت جنبش اعتراضی
یکی از دلایل اصلی موفقیت اعتراضات نسل زد، روند تدریجی اما پیوسته جنبش اعتراضی بود که باعث شد اقشار مختلف جامعه به جنبش بپیوندند و دامنه آن را گسترش دهند. رسانه‌ های اجتماعی نقشی کلیدی در موفقیت اعتراضات نسل زد ایفا کردند. پلاتفرم‌ هایی مانند فیس‌بوک، توییتر(ایکس)، اینسناگرام، تیک تاک و ... به دانشجویان و فعالان این امکان را دادند تا اعتراضات را هماهنگ و سازماندهی کنند، موارد خشونت‌های پلیس و نیروهای امنیتی را مستندسازی و منتشر کنند و توجه افکار عمومی جهانی را نسبت به سرکوب ‌ها جلب کنند. هشتگ ‌هایی مانند #StudentsAgainstDiscrimination  و #JusticeForAbuSaeed  به سرعت در فضای مجازی پخش شدند و صداهای معترضان جوان را تقویت کردند. این هشتگ ها نه تنها به انسجام داخلی جنبش کمک کردند، بلکه حمایت ‌هایی را از سوی جامعه بین المللی و نهادهای مدنی خارج از بنگلادش نیز به همراه آوردند. 

دانشجویان نسل زد با بهره‌ گیری هدفمند از این شبکه‌ های اجتماعی، نه تنها اعتراضات را به شکلی سازمان ‌یافته هدایت کردند، بلکه توانستند همبستگی بی‌ سابقه ‌ای میان معترضان و لایه های مختلف جامعه ایجاد کنند. در شرایطی که دستگاه‌ های امنیتی همچنان تحت کنترل ساختار وفادار به شیخ حسینه بودند، این جنبش توانست با داشتن استراتژی روشن و منعطف، رهبری غیرمتمرکز و ارتباطات افقی، مسیر خود را ادامه دهد و سرانجام به هدف اصلی خود، یعنی استعفای حسینه، دست یابد.

دانشجویان، علیرغم مواجهه با ساختار متمرکز قدرت و یک الیگارشی سیاسی متشکل از دستگاه‌ های قضایی، اجرایی و مقننه که کاملا به حسینه وفادار بود، توانستند با خلاقیت، نوآوری و شجاعت خود از این موانع عبور کنند. نکته قابل توجه در این جنبش این است که این مبارزه عمدتا توسط دانشجویان دانشگاهی رهبری شد، بسیاری از آنها هیچ‌ گاه تحت رژیم دیگری زندگی نکرده بودند و تجربه سیاسی گسترده‌ ای در راه ‌اندازی جنبش‌ های اجتماعی نداشتند. با این وجود، این جوانان هوشمند و آشنا به فناوری های نوین، از مهارت ‌های پیشرفته در شبکه‌ سازی و آشنایی عمیق با فضای دیجیتال، توانست محدودیت های سنتی کنش سیاسی را پشت سر بگذارد. یکی از مزیت های کلیدی آنها، عدم وابستگی آشکار به احزاب و هویت ‌های سیاسی شناخته‌ شده بود، امری که نظارت و سرکوب مستقیم آنها از سوی دستگاه امنیتی را دشوارتر می کرد. این وضعیت به آنها اجازه می‌ داد تا آزادانه تر و بصورت هماهنگ از طریق رسانه‌ های مجازی ارتباط برقرار کنند و حرکت اعتراضی خود را پیش ببرند.

عصر دیجیتال، امکانی را برای این جوانان فراهم کرد که نسل های پیشین در شرایط مشابه سرکوب از آن محروم بودند. اخبار اعتراضات به سرعت منتشر می شد و هرچه دولت تلاش می‌ کرد صدای جنبش اعتراضی را خاموش کند، دامنه و شدت آن افزایش می یافت؛ بویژه در شرایطی که توجه بین المللی به تحولات بنگلادش روزبروز بیشتر می شد.

سازماندهی مبارزه متعرضین به شکل غیرمتمرکز
جنبش‌ های اعتراضی در بنگلادش از یک ساختار غیرمتمرکز برای سازماندهی و هماهنگی استفاده کردند که ترکیبی از فناوری‌ های نوین ارتباطی و روش‌ های سنتی و بومی کنش جمعی بود. این مدل، بویژه در جریان مبارزات علیه دولت شیخ حسینه، نمونه ‌ای برجسته از هوشمندی و استراتژی در برابر سرکوب دولتی به شمار می ‌آید. در این ساختار، رهبری و مسئولیت ‌ها میان هزاران معترض و هماهنگ‌ کنندگان محلی تقسیم شده بود و به‌ جای تمرکز رهبری در دست یک یا چند نفر، هر منطقه و گروه هماهنگ ‌کنندگان مستقلی داشت که بدون وابستگی به یک مرکز واحد، فعالیت می‌ کردند. این سازماندهی غیرمتمرکز به معترضان این امکان را داد که در برابر فشارهای امنیتی، بازداشت ها و محدودیت های ناگهانی، به سرعت خود را با انعطاف پذیری بالایی با شرایط بحرانی تطبیق دهند. هر هماهنگ ‌کننده محلی مسئولیت‌ هایی چون ارتباط با گروه‌ های مختلف معترض (دانشجویی، حقوق بشری و سیاسی)، سازماندهی اعتراضات و تجمعات، توزیع منابع ضروری مانند مواد غذایی، کمک‌ های پزشکی، ابزارهای ارتباطی و اطلاع رسانی امن و آموزش روش ‌های مقابله با سرکوب را به عهده داشت. استفاده همزمان از فناوری ‌های نوین برای ارتباطات و هماهنگی، همراه با روش ‌های سنتی مانند ارتباطات رو در رو، امکان مقابله با محدودیت ‌های اطلاعاتی دولت را فراهم می ‌کرد.

یکی از ویژگی ‌های مهم این مدل غیرمتمرکز، امکان جایگزینی سریع هماهنگ ‌کنندگان در صورت بازداشت، زخمی شدن یا کشته شدن آنها بود، که موجب جلوگیری از اختلال در فعالیت جنبش و حفظ امید و انگیزه در میان معترضان می ‌شد. این انعطاف ‌پذیری ساختار غیرمتمرکز نه‌ تنها به معترضان اجازه می ‌داد در شرایط بحرانی به سرعت واکنش نشان دهند، بلکه شناسایی رهبران اصلی و مهار جنبش را برای دستگاه ‌های امنیتی بشدت دشوار می ‌کرد. به این ترتیب، جنبش ‌های اعتراضی در بنگلادش نشان دادند که استفاده از  سازماندهی غیرمتمرکز می ‌تواند به عاملی کلیدی در موفقیت جنبش‌ های اجتماعی، بویژه در برابر با رژیم‌ های سرکوبگر و مستبد باشد. این الگو می ‌تواند در دیگر جنبش‌ های اجتماعی و اعتراضی نیز الهام‌ بخش باشد و موجب مقاومت موثرتر و پایدارتر در برابر فشارهای امنیتی مورد توجه قرار گیرد.

شبکه‌ های ارتباطی مقاوم و متنوع
در جریان اعتراضات بنگلادش، یکی از اجزای کلیدی موفقیت جنبش ‌اعتراضی، توانایی معترضان در ایجاد و حفظ شبکه های ارتباطی غیرقابل رهگیری و ایمن بود. با توجه به شدت سرکوب‌ ها، یکی از نخستین اقدامات دولت شیخ حسینه، قطع دسترسی مردم به اینترنت و شبکه‌ های اجتماعی برای مهار اعتراضات بود. برای مقابله با این محدودیت‌ ها، معترضان از سیستم‌ های مختلف ارتباطی بهره می ‌بردند و بدین طریق توانستند این محدودیت ها را تا حد زیادی خنثی کنند. در مراحل اولیه، آنها از پیام ‌رسان‌ های رمزگذاری ‌شده مانند واتساپ، تلگرام و سیگنال استفاده می ‌کردند تا اطلاعات حساس و لازم برای هماهنگی اعتراضات را منتقل کنند. در شرایطی که دولت به سرعت این شبکه‌ ها را شناسایی و مسدود می ‌کرد، معترضان به استفاده از پیامک ها (اس ام اس) و حتی ارتباطات تلفنی امن و شبکه های ارتباطی ساده تر روی می ‌آوردند. علاوه بر این، در برخی مناطق از رادیوهای محلی و پخش‌ های ماهواره ‌ای برای اطلاع ‌رسانی و انتقال پیام های جنبش به مردم استفاده شد. این روش‌ ها ‌بویژه در مناطقی که دسترسی به اینترنت محدود یا قطع می‌ شد، حیاتی بودند. این تنوع در ابزارهای ارتباطی سبب شد که جنبش حتی در صورت از کار افتادن یک کانال، بتواند از ابتکارات دیگر به فعالیت خود ادامه دهد.

ویژگی‌ اصلی این استراتژی ارتباطی این بود که معترضان توانایی بالایی در تطبیق سریع با شرایط متغیر داشتند. آنها  با ایجاد شبکه ای چند لایه و منعطف از ابزارهای ارتباطی، اطمینان حاصل می کردند که جریان اطلاعات متوقف نشود. همین پویایی و سازگاری، یکی از عوامل کلیدی تداوم اعتراضات و ناتوانایی دولت در کنترل کامل فضای ارتباطی جنبش بشمار می رفت.

اقدامات و ابتکارات متنوع، سریع و پیچیده برای مقابله با سرکوب
با توجه به سرکوب شدید دولت شیخ حسینه، معترضان در بنگلادش به توسعه مجموعه ای از تاکتیک‌ های خلاقانه و انعطاف پذیر برای مقابله با حملات و عملیات امنیتی حکومت پرداختند. یکی از مهمترین این تاکتیک‌ ها استفاده از جابجایی سریع محل‌ اعتراض ها یا تجمعات بود. هنگامی که گروهی از معترضان توسط نیروهای امنیتی شناسایی می ‌شدند، آنها بلافاصله مکان خود را تغییر می ‌دادند و حتی اگر در یک منطقه در معرض خطر قرار می ‌گرفتند، تمام اعتراضات گروه‌ ها به محل ‌های دیگری منتقل می ‌شدند تا ادامه فعالیت‌ ها و مبارزات خود را بدون وقفه انجام دهند. این تاکتیک بخصوص برای جلوگیری از شناسایی، محاصره و سرکوب سریع اعتراضات توسط نیروهای امنیتی بسیار مهم بود. همچنین، برای جلوگیری از خطر نفوذ، شناسایی و دستگیری، معترضان از رمزها و نشانه های خاص استفاده می ‌کردند. این رمزها شامل علائم، عبارات‌، و حتی رنگ‌ های خاصی بودند که فقط برای گروه ‌های معترض شناخته ‌شده بودند. بدین ترتیب، هنگام تجمع‌ های اعتراضی، اعضای گروه می‌ توانستند از این رمزها برای شناسایی همدیگر استفاده کنند و نفوذ احتمالی نیروهای امنیتی را به حداقل برسانند.

مجموعه این روش ‌های مبارزاتی نشانگر توانمندی بالای معترضان در ایجاد سیستم ‌های پیچیده و متنوع برای مقابله با سرکوب ‌های امنیتی بود و به آنها اجازه می ‌داد در شرایط بحرانی با سرعت عمل کنند و همزمان از امنیت فردی خود محافظت کنند.

سازماندهی از پایین به بالا
یکی دیگر از مهمترین ویژگی‌ های ساختار غیرمتمرکز این جنبش، سازماندهی از پایین به بالا بود. برخلاف بسیاری از جنبش‌ های سنتی که رهبری در دست گروه محدودی از افراد متمرکز است، در این جنبش هر یک از هماهنگ ‌کنندگان محلی نقش‌ محوری در سازماندهی و هدایت فعالیت ‌ها ایفا می ‌کردند. در این ساختار، تصمیمگیری ‌های اصلی در سطح محلی انجام می ‌شد و تنها در صورت لزوم، به سطوح بالاتری منتقل می ‌گردید. این مدل باعث می ‌شد که در صورت شناسایی و دستگیری یک هماهنگ‌ کننده، اختلال زیادی در روند جنبش ایجاد نشود. برای مثال، هر هماهنگ ‌کننده مسئول ارتباط با گروه‌ های مختلف، از جمله گروه‌ های دانشجویی، انجمن‌ های حقوق بشری و دیگر تشکل ‌های اجتماعی بود. علاوه بر این، هر هماهنگ‌ کننده مسئول توزیع منابع و مدیریت لجستیک اعتراضات در مناطق تحت مسئولیت خود بود. عدم وجود یک مرکز فرماندهی واحد باعث می شد که جنبش از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشد و امکان جایگزینی سریع افراد و جلوگیری از تعطیلی کامل جنبش را فراهم می آورد. این مدل سازماندهی به معترضان این امکان را می ‌داد که در برابر فشارهای امنیتی، مقاومت کنند و به مبارزه ادامه دهند. حتی در صورت شکست یا دستگیری یک بخش از گروه، بخش ‌های دیگر می ‌توانستند به راحتی جایگزین شوند.

آموزش و توانمندسازی نیروهای معترض
در چارچوب ساختار غیرمتمرکز جنبش، یکی از اصول کلیدی دیگر، آموزش و توانمندسازی مستمر اعضای جنبش بود. معترضان بطور مستمر آموزش ‌هایی در زمینه‌ های مختلف از جمله نحوه استفاده ایمن از فناوری ‌های ارتباطی، راهبردهای مبارزات غیرخشونت ‌آمیز، و روش ‌های حفاظت از امنیت شخصی می ‌دیدند. این آموزش ‌ها بویژه در مناطق دورافتاده و کمتر توسعه ‌یافته بسیار اهمیت داشت. معترضان همچنین در زمینه ‌های اجتماعی و سیاسی آگاهی ‌های خود را افزایش می ‌دادند تا بتوانند در مواجهه با چالش ‌ها، بهترین تصمیمات را بگیرند.

به‌ علاوه، معترضان از گروه‌ های محلی و دیگر تشکل‌ های اجتماعی برای تبادل تجربیات و استراتژی‌ ها استفاده می‌ کردند. در این راستا، کارگاه ‌ها و جلسات آموزشی برگزار می ‌شد تا افراد بتوانند مهارت‌ های جدیدی در زمینه ‌های مختلف کسب کنند. آموزش و توانمندسازی نه تنها به معترضان کمک می‌ کرد تا از خود دفاع کنند، بلکه باعث ایجاد روحیه و انگیزه در میان اعضای جنبش می ‌شد و آنها را برای مقاومت در برابر سرکوب ‌های شدید دولت آماده می ‌ساخت. این پروسه آموزش و توانمند سازی، نه تنها توان دفاعی و سازمانی معترضان را افزایش می داد، بلکه به تقویت روجیه جمعی، انسجام درونی و آمادگی روانی آنها برای مقاومت در برابر سرکوب های شدید دولتی کمک می کرد.

استفاده از هنر و نمادهای جمعی در اعتراضات بنگلادش
در جنبش ‌های اعتراضی بنگلادش، هنر و نمادهای جمعی نقش کلیدی در هماهنگی، اطلاع‌ رسانی و انتقال پیام ایفا کردند. معترضان برای انتقال پیام‌ های خود به مردم، از طراحی پوستر ها، بنرها و ویدئوهای کوتاه استفاده می ‌کردند. این آثار هنری نه تنها در خیابان ‌ها و مناطق عمومی دیده می ‌شدند، بلکه به سرعت در شبکه‌ های اجتماعی و رسانه‌ های آنلاین نیز انتشار می یافتند و دامنه تاثیرگذاری جنبش را گسترش می دادند.

یکی از ابزارهای بسیار مهم در این جنبش‌ ها، نمادهای خاص مانند رنگ‌ ها، شعارها و تصاویر بودند که معترضان در بنگلادش بطور گسترده از آنها استفاده می ‌کردند. این نمادها، به شکل غیرمستقیم، پیام ‌های مقاومت، اعتراض و مطالبه گری را منتقل می ‌کردند. به‌ عنوان مثال، رنگ‌ های خاص ممکن بود نمایانگر یک جنبش خاص یا یک گروه معترض باشند و شعارهایی که در بنرها و پوسترها نوشته می ‌شدند، بر لزوم تغییرات سیاسی یا اجتماعی تاکید می ‌کردند. تصاویر نیز اغلب مفاهیمی مانند آزادی، عدالت و حقوق بشر را به نمایش می گذاشتند.

اهمیت این نمادها و هنرها بویژه در شرایطی افزایش یافت که دولت سعی می کرد جریان اطلاعات را کنترل کرده و صدای مخالفان را خاموش کند.  در چنین شرایطی، هنگامی که رسانه‌ ها تحت فشار قرار می‌ گرفتند و اخبار در رسانه‌ های رسمی محدود می‌ شدند، این نمادها به‌ عنوان ابزاری قدرتمند برای ادامه مقاومت و جلب توجه افکار عمومی و افزایش آگاهی اجتماعی عمل می ‌کردند.

در مجموع می توان تاکید کرد که، هنر و نمادهای جمعی در این جنبش، فراتر از ابزارهای تبلیغاتی، به وسایلی کارآمد برای بسیج اجتماعی، تقویت همبستگی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی بدل شدند.

استفاده از فناوری ‌های جدید
برای جلوگیری از امکان شناسایی و نظارت و کنترل امنیتی، معترضان در بنگلادش بطور گسترده‌ ای از فناوری ‌های نوین ارتباطی استفاده می ‌کردند. بویژه شبکه ‌های اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر(ایکس)، واتساپ، تیک تاک و تلگرام نقش مهمی در انتشار اطلاعات، هماهنگی اعتراضات و جلب حمایت عمومی داشتند. علاوه بر این، استفاده از پیام‌ رسانهای رمزگذاری‌ شده مانند سیگنال و تلگرام به معترضان اجازه می ‌داد تا اطلاعات حساس را با ریسک کمتر و امن و بدون ترس از شناسایی توسط دستگاه ‌های امنیتی به اشتراک بگذارند.

در مواقعی که دولت اقدام به قطع اینترنت و مسدود کردن شبکه ‌های اجتماعی می‌ کرد، معترضان به سرعت از پیامک ‌های امن ( اس ام اس ) و حتی ارتباطات صوتی امن و دیگر روش های ارتباطی کم ریسک تر برای اطلاع ‌رسانی و هماهنگی استفاده می ‌کردند. این استفاده از فناوری ‌های مختلف باعث می ‌شد که حتی در شرایطی که یکی از کانال ‌های ارتباطی قطع می ‌شد، معترضان از کانال ‌های دیگر برای برقراری ارتباط استفاده کنند. این انعطاف پذیری ارتباطی یکی از عوامل کلیدی پایداری جنبش بود و نشان داد که ترکیب فناوری های جدید با ابتکار عمل انسانی می تواند در شرایط سرکوب، امکان تدوام مقاومت جمعی را فراهم کند.

استفاده از روش ‌های سنتی و ارتباطات رو در رو
در کنار فناوری ‌های نوین، معترضان از روش‌ های سنتی و ارتباطات رو در رو نیز برای سازماندهی استفاده می کردند. به‌ عنوان مثال، گروه‌ های محلی بطور منظم برای هماهنگی اعتراضات، زمان برگزاری و جمع‌ آوری حمایت‌ های عمومی در نقاط مختلف دیدارهایی برگزار می‌ کردند. این روش ‌ها بویژه زمانی که اینترنت قطع می ‌شد یا محدودیت‌ های شدیدتری بر ارتباطات اعمال می ‌گشت، موثر واقع می ‌شد.

این ارتباطات حضوری علاوه بر افزایش همبستگی و اعتماد میان معترضان، امکان مقابله با محدودیت ‌های اطلاعاتی که دولت ایجاد می‌ کرد را فراهم می ‌آورد. به ‌علاوه، این دیدارها، به فضایی برای انتقال تجربه و آموزش عملی به یکدیگر تبدیل شده بود و معترضان به هم می آموختند که که چگونه از خود در برابر تهدیدات و حملات امنیتی محافظت کنند و واکنش های مناسب از خود نشان دهند.

جایگزینی سریع رهبران و هماهنگ‌ کنندگان
یکی از نکات کلیدی در موفقیت ساختار غیرمتمرکز جنبش، توانایی در جایگزینی سریع هماهنگ‌ کنندگان بود. اگر یکی از هماهنگ ‌کنندگان به دلیل دستگیری، زخمی شدن یا حتی کشته شدن از دست می ‌رفت، افراد آموزش‌ دیده و آماده به سرعت جای او را می‌ گرفتند. این ویژگی از اختلال در روند جنبش جلوگیری می ‌کرد و باعث می ‌شد که جنبش اعتراضی همچنان با هماهنگی، انسجام و سرعت بالا به حرکت خود ادامه دهد. این روش باعث افزایش پایداری در حرکت ‌های اعتراضی شد. زیرا هر معترضی می ‌دانست که در صورت بروز هر مشکلی، حرکات اعترضی مستقل از افراد به مسیر خود ادامه خواهد داد و همین اطمینان، امید، انگیزه و روحیه مقاومت را در میان معترضان حفظ و تقویت می‌ کرد.

چرا ارگان‌ های امنیتی نتوانستند در خاموش کردن جنبش اعتراضی موفق شوند؟
یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت دستگاه‌ های امنیتی در مقابله با این ساختار سازماندهی غیرمتمرکز جنبش اعتراضی نسل زد، پیچیدگی، انعطاف پذیری، سرعت و چابکی آن بود. ساختاری که با منطق سنتی سرکوب، یعنی شناسایی رهبران و قطع زنجیره ارتباطی فرماندهی هم خوانی نداشت. مهمترین دلایل کلیدی این ناکامی را می توان در چند محور خلاصه کرد: بدین قرارند:

یک- عدم تمرکز رهبری: از آنجا که جنبش فاقد رهبری متمرکز بود، دستگاه‌ های امنیتی نمی ‌توانستند با حذف چند چهره شاخص، حرکت اعتراضی را متوقف کنند. این ساختار باعث می‌ شد که هر هماهنگ‌ کننده محلی به‌ شکل مستقل عمل کند و تصمیم گیری در شبکه ای پراکنده انجام می شد. در نتیجه شناسایی یا نابود کردن "مرکز تصمیم‌ گیری" عملا غیرممکن بود.

دو- پراکندگی و جابجایی سریع: معترضان بطور مداوم از تاکتیک ‌های جابجایی محل سریع تجمعات استفاده می‌ کردند، بدین معنا که هر گاه یک مکان اعتراضی شناسایی می‌ شد، گروه‌ ها بلافاصله مکان فعالیت را تغییر می ‌دادند. این اقدام سریع، مقابله با اعتراضات را برای نیروهای امنیتی بسیار دشوار می‌ کرد.

سه- استفاده از فناوری ‌های غیرقابل شناسایی: استفاده از پیام رسان‌ های رمزگذاری ‌شده و شبکه های ارتباطی متنوع و امن باعث می ‌شد که حتی در صورت نفوذ احتمالی نیروهای امنیتی، اطلاعات حساسی در اختیار آنها قرار نگیرد. افزون بر این، در هنگام قطع اینترنت، معترضان با استفاده از کانال‌ های ارتباطی جایگزین، از فروپاشی ارتباطات درون جنبش جلوگیری می کردند.  

چهار- آموزش و توانمندسازی: معترضان به‌ شکل مستمر آموزش می‌دیدند؛ از روش های حفاظت از هویت و اطلاعات شخصی گرفته تا شیوه های مواجهه با سرکوب و بازداشت.  این سطح  از امادگی، توان نیروهای امنیتی برای شناسایی، ارعاب و کنترل مهترضان را بطور جدی کاهش داد.

در واقع می توان تاکید کرد که سازماندهی غیرمتمرکز معترضان در بنگلادش نمونه ‌ای روشن از کارآمدی این مدل در برابر سرکوب ‌های دولتی است. این مدل به معترضان این امکان را داد که در برابر تهدیدات و حملات امنیتی همچنان به مبارزه ادامه دهند. استفاده از فناوری ‌های جدید، روش‌ های سنتی، و آموزش و توانمندی مستمر، ساختاری پیچیده ای ایجاد کرد که عبور از آن برای نهادهای امنیتی بسیار پرهزینه و در نهایت ناممکن بود.

امیدها و نگرانی ‌ها در انتقال قدرت به یک دولت موقت:

پس از هفته ‌ها اعتراض گسترده و سرکوب خونین که به کشته شدن صدها نفر انجامید، ارتش به‌ عنوان نیروی میانجی وارد عمل شد و مذاکراتی را با رهبران دانشجویی در کاخ ریاست‌ جمهوری آغاز کرد. نتیجه این مذاکرات به کناره ‌گیری شیخ حسینه از قدرت و انتصاب دکتر محمد یونس، اقتصاددان و برنده جایزه صلح نوبل، به ریاست دولت موقت بود. این دولت که در ۸ اوت ۲۰۲۴ سوگند یاد کرد، متشکل از تکنوکرات‌ های حرفه ‌ای، وکلا، فعالان جامعه مدنی و حقوق بشر و دو نماینده از هماهنگ ‌کنندگان دانشجویی است.

این دولت به‌ عنوان نمادی از گسست از الگوهای اقتدارگرای گذشته، امیدهای بسیاری را برانگیخته است. با این وجود، چالش‌ های پیش روی آن گسترده و پیچیده است. از مهمترین این چالش ‌ها می ‌توان به تضعیف نفوذ دو حزب قدیمی و سنتی، مقابله با فساد ساختاری و بازسازی اعتماد عمومی اشاره کرد. مطالبات اجتماعی برای اجرای عدالت و انجام تحقیقات مستقل درباره قتل ‌های خارج از چارچوب قضائی و ناپدیدسازی ‌های اجباری افزایش یافته است. اگرچه برخی از ناپدیدشدگان بازگشته ‌اند، اما هنوز حدود صد نفر مفقود هستند. بحث ‌ها درباره شفافیت و بی طرفی تحقیقات ادامه دارد.

در کنار این بحران‌ های سیاسی و حقوق بشری، وضعیت اقتصادی کشور نیز  شکننده است. کاهش تولید در بخش‌ های خدمات، کشاورزی و صنعت، افت ارسال پول از سوی مهاجران و کاهش ذخایر ارزی فشار مضاعفی بر اقتصاد بنگلادش وارد کرده است. خطر بحران نقدینگی در نظام بانکی جدی است و دولت موقت باید همزمان با اجرای اصلاحات، مهار تورم و تعهدات مربوط به وام صندوق بین‌المللی پول را مدیریت کند. با این حال، نشانه ‌هایی از بهبود نیز دیده می ‌شود؛ از جمله از سرگیری بورس و افزایش تدریجی ارسال پول از خارج از کشور افزایش یافته است.

دولت موقت در نقطه ‌ای حساس از تاریخ بنگلادش قرار دارد. آیا این دولت می ‌تواند پایه‌ های یک دموکراسی پایدار را بنیان نهد یا گرفتار ساختارهای فساد و موانع سیاسی خواهد شد؟ آینده این کشور در گروی توانایی این دولت در مدیریت بحران ‌های پیش رو و تحقق اصلاحات اساسی است.

پاکسازی، نوع متفاوتی از سیاست:

پاکسازی و اصلاح نهادها و ساختارها بر پایه شایسته سالاری، یکی از وظایف کلیدی دولت موقت محمد یونس است. استعفای مقامات کلیدی دانشگاهی منصوب "حزب عوامی لیگ"، کناره گیری رئیس بانک مرکزی و برخی قضات دیوان عالی، نشانه هایی از آغاز این روند است. اما اصلاح پایدار تنها با تغییر افراد محقق نمی شود و نیازمند دگرگونی عمیق در قوانین و نهادهاست.

در سطح جامعه، مردم خواستار تعیین محدودیت ‌های دوره ‌ای برای نخست ‌وزیران، تمرکززدایی از قدرت، اجرای نظام نمایندگی تناسبی، و تغییر فرآیندهایی هستند که مانع از تضعیف استقلال نهادهای مدنی، پلیس، دادستانی و کمیسیون مبارزه با فساد شود. آنها همچنین خواستار لغو هر قانونی هستند که آزادی بیان و مطبوعات را محدود کند. رفع آسیب‌ های وارده به نهادها در طی ۱۶ سال گذشته وظیفه ‌ای دشوار و زمان بر است. انجام این تغییرات ممکن است منجر به تصمیمات پرمناقشه و توافقات متقابل شود. البته چنین وضعیتی نیازمند صبر و رواداری از سوی دولت و مردم دارد.

در حالی که تمرکز بر اصلاح، تغییر نهادها و قوانین مهم است، اصلاحات اساسی و پایدار نیاز به دقت و توجه از سوی شهروندان دارد. در این میان، نقش دانشجویان همچنان برجسته است. در هفته های پس از سقوط دولت شیخ حسینه ، دانشجویان نه تنها به پیگیری مطالبات سیاسی ادامه دادند، بلکه در بازسازی نظم اجتماعی نیز فعال شدند. آنها خیابان‌ ها را تمیز کردند، ترافیک را کنترل کردند، آوارهای ساختمان ‌های آسیب‌ دیده را برداشتند، دزدها را شناسایی کردند، از اماکن مذهبی اقلیت‌ ها محافظت کردند و آثار هنری در ساختمان ‌های عمومی به یاد جنبش ایجاد کردند. این اقدامات نشان می دهد که نسل زد صرفا نیرویی معترض نیست، بلکه آمادگی ایفای نقش در ساختن آینده ای متفاوت و امیدوارکننده برای بنگلادش را دارد.
مسئولیت تاریخی نسل جوان
نسل جوان بنگلادش، که در جریان این تحولات به‌ عنوان معماران تغییر شناخته شده‌ اند، اکنون با وظیفه‌ ای دشوار و تعیین کننده روبرو هستند. تبدیل پیروزی ‌های سیاسی به تغییرات ساختاری و پایدار. آنان باید از فرصت پیش ‌آمده برای ایجاد نظامی مبتنی بر عدالت، برابری و آزادی استفاده کنند. تحقق این اهداف مستلزم نوعی رهبری استراتژیک است، به این معنا که نیاز به رهبری وجود دارد که بر پایه برنامه ‌ریزی بلندمدت، تصمیم‌ گیری ‌های آگاهانه و هدف‌ گذاری‌ های دقیق برای تحقق تغییرات کلان در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور باشد. این رهبری باید قادر به هدایت و مدیریت تحولات به گونه ‌ای باشد که پیروزی‌ های سیاسی را به تغییرات ساختاری و پایدار تبدیل کند. همچنین، تحقق این امر مستلزم اتحاد ملی و پایبندی به اصول دموکراتیک است تا بتوان حمایت و همکاری گروه‌ های مختلف جامعه را جلب کرد و در جهت اهداف مشترک گام برداشت.

این نسل که در جریان اعتراضات، انرژی و اراده ‌ای کم ‌نظیر از خود به نمایش گذاشت، نه تنها وظیفه دارد میراث حکومت ‌های پیشین را نقد و اصلاح کند، بلکه باید الگویی جدید از حکمرانی ارائه دهد که در آن همه اقشار جامعه، بخصوص جوانان و گروه ‌های به حاشیه رانده‌ شده، نقشی فعال و موثر در بازسازی کشور داشته باشند. تنها از این طریق است که بنگلادش می ‌تواند از چرخه ناکارآمدی کنونی رها شده و به سوی ثبات، پیشرفت و توسعه پایدار حرکت کند. 

با «
پایان» حکمرانی دو حزب سنتی آیا بنگلادش آماده عبور از سیاست موروثی است؟
بنگلادش در آستانه یک تحول تاریخی است که می ‌تواند مسیر آینده کشور را به شکل بنیادین تغییر دهد. از یک سو، دو حزب بزرگ و موروثی، "عوامی لیگ" و "حزب ملی ‌گرای بنگلادش"، همچنان با تکیه بر شبکه های سیاسی و اقتصادی گسترده نفوذ تعیین کننده ای بر قدرت دارند. از سوی دیگر، نسل جوان، دانشجویان، فعالان مدنی و گروه‌ های اجتماعی با عزمی راسخ در پی ایجاد تغییرات اساسی و شکستن انحصار قدرت هستند. تلاش‌ های این نسل نشان دهنده اراده ‌ای جدی برای عبور از چرخه حکمرانی موروثی است. سوال محوری و اصلی این است که آیا این جوانان قادر خواهند بود بر موانع موجود غلبه کنند یا بار دیگر در دام الیگارشی قدیمی گرفتار خواهند ماند؟

سلطه چند ده ساله این احزاب با تکیه بر ساختارهای خانوادگی، وفاداری های شخصی، منابع اقتصادی و شبکه های فساد سیستمی، سیاست کشور را در اختیار داشته اند. ساختاری که نه تنها به بازتولید فساد انجامیده، بلکه فضای ظهور و اثرگذاری نیروهای جدید و مستقل را نیز بشدت محدود کرده است.  در مقابل، اعتراضات گسترده در بنگلادش و شکل گیری دولت موقت، نشانه ای روشن از تمایل جامعه برای شکستن این الگویی پوسیده و کهنه و عبور از آن بشمار می رود. با این وجود، نگرانی ‌هایی همچنان در خصوص استقلال دولت موقت و احتمال بازگشت به وضعیت پیشین همچنان وجود دارد. چالش اصلی بنگلادش اکنون بازتعریف سیاست و حکمرانی است، در شرایطی که سنت‌ های سیاسی ریشه دار و روابط خانوادگی همچنان وزن قابل توجهی در ساختار قدرت دارند. این لحظه ای است که نسل جدید باید میان تداوم چرخه تکراری گذشته یا شروع فصلی نو در تاریخ کشور. تصمیم بگیرد.

نقش نسل جوان و امکان تشکیل یک نیروی سیاسی جدید
برای نسل جوان زد بنگلادش، این دوره فرصتی بی ‌نظیر برای بازتعریف آینده‌ سیاسی کشور است. این نسل که پیشتر در اعتراضات بنگلادش نقش محوری داشت، اکنون به دنبال ایجاد یک نیروی سیاسی جدید و مستقل است. نسل جوان، برخلاف نسل ‌های پیشین، دیگر حاضر به تسلیم شدن در برابر نظام سیاسی موروثی نیست و بدنبال ایجاد سیستمی مستقل از نفوذ احزاب سنتی و ارتش است. به گفته "تمنا اسلام"، یکی از دانشجویان دانشگاه داکا، «ما خواهان سیستمی هستیم که تحت تاثیر هیچ نیروی خارجی نباشد و مطالبات انقلاب دانشجویی را تحقق بخشد.» این سخنان، بازتاب نگرانی عمیق نسل جوان از بازتولید چرخه‌ های قدرت و عزم آنها برای جلوگیری از تکرار گذشته است.

آینده بنگلادش تا حد زیادی بستگی به موفقیت در تشکیل حزبی جدید و مستقل دارد که بتواند نماینده‌ واقعی اقشار مختلف جامعه باشد. این حزب باید بر اصول عدالت اجتماعی، برابری و دموکراسی استوار باشد و نیز، بتواند مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه را حل کند. موفقیت در این زمینه به میزان توانایی این حزب در جلب اعتماد مردمی، ‌بویژه در میان طبقات محروم و روستایی، بستگی دارد. حتی اگر این حزب در کوتاه ‌مدت نتواند قدرت را در دست گیرد، می ‌تواند با ایفای نقش یک اپوزیسیون قدرتمند، فشارهای لازم برای تحقق تغییرات جدی، عمیق و بنیادین را بر نظام سیاسی وارد کند.

اگر معترضان بتوانند یک آلترناتیو عملی و واقعی ارائه دهند، امکان عبور از این بحران و آغاز تغییرات ساختاری در بنگلادش وجود خواهد داشت. این لحظه فرصتی تاریخی است که بنگلادش نمی‌ تواند از آن غافل شود؛ فرصتی که می ‌تواند سرنوشت سیاسی کشور را برای دهه‌ ها تعیین کند و اگر به ‌درستی مدیریت شود، نه ‌تنها می‌ تواند از بحران ‌ها عبور کند بلکه مسیر دموکراسی واقعی را در کشور هموار سازد.

از سیاست موروثی به دموکراسی واقعی
این لحظه‌ تاریخی، نه‌ تنها فرصتی برای نسل جوان، بلکه فرصتی است برای بنگلادش تا مسیر خود را از حکمرانی موروثی به دموکراسی واقعی باز کند. اما این گذار به هیچوجه آسان نخواهد بود. زیرا دو حزب اصلی با ساختارهای قدرتمند ریشه دار، منابع اقتصادی گسترده و روابط نزدیک با بخش هایی مختلف از جامعه، بویژه در مناطق روستایی و میان نسل ‌های مسن ‌تر، همچنان از نفوذ قابل توجهی برخوردارند. در نتیجه، در صورت برگزاری انتخابات زودهنگام، امکان بازگشت دوباره این احزاب به قدرت و تثبیت وضعیت موجود وجود دارد. با این همه، اعتراضات بنگلادش، نشانگر این واقعیت است که بسیاری از مردم دیگر از این نظام‌ های موروثی و فساد ساختاری آن به ستوه آمده و خواستار تغییرات اساسی و بنیادی هستند.

در این چارچوب، ایجاد یک حزب جدید و مستقل، که بتواند به ‌عنوان آلترناتیوی واقعی وارد عرصه سیاسی بنگلادش شود، گامی اساسی در این عرصه خواهد بود. چنین حزبی باید برای کاهش نابرابری ‌های اجتماعی و اقتصادی، شفافیت و تغییرات ساختاری متمرکز شود. از آنجا که بسیاری از مردم به سیستم‌ های موروثی اعتماد ندارند، نیاز به حزبی با تعهد جدی به تغییرات اساسی احساس می ‌شود. اگر این حزب قادر به جلب حمایت مردمی باشد، می ‌تواند به نیرویی قوی و موثر برای اعمال فشار بر ساختار قدرت و تحقق تغییرات واقعی تبدیل شود.

تشکیل دولت موقت دکتر
محمد یونس: فرصت یا تهدید؟
با انتصاب محمد یونس، برنده جایزه نوبل، به ‌عنوان رئیس دولت موقت، امیدواری ‌هایی برای گسست از نظام موروثی و حرکت بسمت یک دموکراسی واقعی ایجاد شده است. اما نگرانی ‌هایی نیز وجود دارد که این دولت موقت، به‌ دلیل حمایت ارتش، ممکن است به یک سیستم نیمه ‌اقتدارگرا تبدیل شود. شایعات حاکی از آن است که این دولت ممکن است برای چند سال در قدرت بماند تا شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد فراهم شود. این وضعیت اگرچه می‌ تواند فرصتی برای تقویت نیروهای جدید باشد، اما همزمان، خطر بازگشت به وضعیت قبلی و تسلط دوباره دو حزب قدیمی را نیز در پی دارد.

نقش و قدرت ارتش در تحولات بنگلادش

ارتش بنگلادش به‌ عنوان یکی از ارکان اصلی قدرت در این کشور، همواره نقشی پیچیده و گاه متناقض در سیاست داخلی و عرصه بین‌المللی داشته است. نیروهای مسلح بنگلادش، شامل ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی با بیش از ۲۵۰ هزار نیروی فعال و حدود ۶۰ هزار نیروی ذخیره، یکی از بزرگترین ارتش ‌های جنوب آسیا محسوب می ‌شود. علاوه بر این، مشارکت گسترده ارتش بنگلادش در ماموریت‌ های حفظ صلح سازمان ملل متحد، به این نیرو مشروعیت بین ‌المللی و منابع اقتصادی قابل‌ توجهی اعطا کرده است. ارتش سالانه میلیون ‌ها دلار، از این ماموریت ‌ها درآمد کسب می‌ کند. این حضور بین‌المللی نه ‌تنها به ارتقای وجهه ارتش کمک کرده، بلکه توانسته است جایگاهی اقتصادی برای این نهاد فراهم کند که آن را از مداخله مستقیم در سیاست داخلی بی‌ نیاز می ‌سازد.

در جریان اعتراضات گسترده ‌ای که به استعفای شیخ حسینه انجامید، ارتش نقشی کلیدی در مهار بحران و جلوگیری از فروپاشی کامل نظام ایفا کرد. اما این نقش به دلیل بروز انشقاق درونی در ساختار فرماندهی ارتش، ماهیتی پیچیده ‌تر به خود گرفت. بخشی از افسران ارشد ارتش از به کارگیری خشونت گسترده برای کشتن معترضان حمایت نکردند و حتی خواستار انجام تحقیقات مستقل درباره کشتارها و خشونت‌ های دولتی شدند. این اختلافات درونی در نیروهای مسلح بطور غیرمستقیم باعث کاهش اعتماد عمومی به دولت شیخ حسینه و تقویت موضع معترضان شد.

ارتش در حمایت از دولت موقت

پس از استعفای شیخ حسینه، ارتش بنگلادش از تشکیل دولت موقت به رهبری محمد یونس حمایت کرد. ژنرال واکر الزمان، فرمانده کل ارتش، اعلام کرد که "هدف اصلی این مداخله، حفظ ثبات کشور و آمادگی شرایط برای برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه طی ۱۸ ماه است." با این وجود، نگرانی ‌ها در مورد میزان نفوذ ارتش در تصمیم‌ گیری‌ های دولت موقت همچنان پابرجاست. سابقه طولانی مداخله ارتش در سیاست بنگلادش، که شامل کودتاهای متعدد در دهه ‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ است. این سابقه موجب شده معترضان خواستار شفافیت و نظارت غیرنظامیان بر قدرت شوند.

البته دیدگاه‌ ها در مورد نقش ارتش در دوره گذار در دولت موقت یکدست نیست. برخی از معترضان ارتش را به چشم نهادی می ‌بینند که می ‌تواند ثبات را حفظ کرده و از فروپاشی کشور جلوگیری کند. در مقابل، گروه ‌های دیگر، بویژه جوانان و فعالان حقوق بشر، نگران آن هستند که این حمایت به تثبیت قدرت و نفوذ نظامیان و تضعیف روند دموکراتیک منجر شود. جامعه بین ‌المللی نیز با دقت تحولات بنگلادش را دنبال کرده و بر اهمیت حفظ غیرنظامی بودن دولت موقت و رعایت حقوق بشر تاکید دارد.
اگرچه ارتش نقش موثری در پایان دادن به بحران سیاسی ایفا کرده است، اما نحوه تنظیم توازن قدرت میان نظامیان و نهادهای غیرنظامی در دولت موقت، نقش تعیین کننده ای در آینده دموکراسی در بنگلادش خواهد داشت. از نگاه معترضان، کاهش دخالت ارتش در امور سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه، تضمین حقوق معترضان و فعالان مدنی، آزادی زندانیان سیاسی، رفع تبعیض های و پاسخگویی عاملان خشونت‌ ها از جمله اولویت‌ هایی است که باید در دستور کار دولت موقت قرار گیرد تا از این طریق کشور به سمت ثبات هدایت شود.

تجربه بنگلادش تاکید دارد بر این حقیقت که گذار به دموکراسی، بدون مهار نهادهای قدرتمند، بویژه ارتش، می ‌تواند با چالش‌ ها و بحران ‌های جدی همراه باشد. در این فرایند، نقش ارتش باید کاملا غیرسیاسی و محدود به وظایف دفاعی، امنیتی و ماموریت ‌های بین‌المللی در چارچوب سازمان ملل باشد. معترضان و اپوزیسیون بنگلادش به ‌وضوح بر این نکته تاکید دارند که دخالت ارتش در سیاست باید بطور کامل خاتمه یابد. آنها معتقدند که تنها با کاهش نفوذ ارتش در تصمیم‌گیری‌ های سیاسی و سپردن کامل اداره کشور به نهادهای غیرنظامی می ‌توان از خطر بازگشت به اقتدارگرایی جلوگیری کرد و پایه‌ های یک دموکراسی پایدار را در بنگلادش استوار ساخت.

رهبری زنانه در انقلاب بنگلادش
در بنگلادش، زنان و دختران سالهاست با مجموعه ای از مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مواجه هستند که عمدتا ریشه در تبعیض ‌های ساختاری، فشارهای سنتی، محدودیت ‌های حقوقی و نابرابری در دسترسی به فرصت‌ های برابر دارد. با این وجود، در تحولات اعتراضی بنگلادش، زنان و بویژه دختران دانشجو نقشی برجسته و تعیین کننده ایفا کرده ‌اند. حضور فعال آنان در اعتراضات و کنش های اجتماعی، نه تنها در عرصه سیاسی، بلکه در حوزه های اجتماعی و فرهنگی نیز به تغییرات معناداری انجامیده است. این تغییرات و چالش‌ ها در ادامه به اختصار بررسی می شود.

تجربه زنان بنگلادش، بویژه در مناطق روستایی، بیش از هر چیز با محدودیت های اجتماعی و فرهنگی مواجه اند. ازدواج‌ های زودهنگام، که گاه حتی پیش از رسیدن به سن قانونی اتفاق می ‌افتد، تبعیض در سیستم آموزشی و شغلی و فشارهای خانوادگی از جمله موانع اصلی پیش روی زنان است. بسیاری از دختران بدلیل فقر یا هنجارهای اجتماعی مجبور به ترک تحصیل می ‌شوند، در حالی که پسران دسترسی آسان تری به آموزش و فرصت ‌های شغلی دارند. در مناطق روستایی، درصد دخترانی که به دلیل فقر از تحصیل باز می ‌مانند، بطور قابل توجهی بالاتر از پسران است. این امر علاوه بر محدود کردن انتخاب‌ های شغلی و استقلال اقتصادی زنان، مانع از مشارکت فعال آنان در تحولات اجتماعی می ‌شود و آنان را به حاشیه می راند.

در سیستم آموزشی بنگلادش، نابرابری جنسیتی به وضوح مشاهده می ‌شود. بسیاری از دختران، بخصوص در مناطقی که دسترسی به منابع آموزشی محدود است، از تحصیل محروم می ‌شوند یا آنرا نیمه ‌تمام رها می ‌کنند. این محدودیت ها صرفا به کاهش توانمندی فردی زنان ختم نمی شود، بلکه به بازتولید نابرابری ‌های ساختاری در سطح جامعه می انجامد. در بازار کار نیز، زنان با شکاف ‌های دستمزدی گسترده، امنیت شغلی پایین تر و فرصت ‌های محدودتر برای دستیابی به موقعیت‌ های رهبری و مدیریتی روبرو هستند. ترکیب این شرایط اقتصادی با موانع اجتماعی و فرهنگی، مشارکت فعال و موثر زنان در تحولات کشور را با دشواری روبرو می کند. علاوه بر این، عدم دسترسی به فرصت ‌های اقتصادی برابر، باعث تشدید وابستگی زنان به مردان و تداوم چرخه فقر و نابرابری می ‌شود. با این وجود می توان به جرات گفت که حضور پررنگ زنان و دختران دانشجو در اعتراضات بنگلادش نشان داد که این موانع، با وجود ریشه دار بودن، قابل تغییرند و نسل جدید زنان بنگلادش آماده بازتعریف جایگاه خود در عرصه عمومی است.

رهبری خودجوش زنان جوان در جنبش ‌های اجتماعی
با وجود تمام این موانع برشمرده، زنان بنگلادش بویژه دختران دانشجو توانسته‌ اند نقش فعالی در جنبش‌ های اجتماعی و اعتراضات این کشور ایفا کنند. یکی از ویژگی ‌های بارز اعتراضات اخیر این است که بسیاری از رهبران زن ‌بطور خودجوش و بدون وابستگی به احزاب سیاسی، این جنبش ‌ها را رهبری کرده ‌اند. این زنان با استفاده از شبکه‌ های اجتماعی، توانستند اعتراضات را هماهنگ کنند و از آن به ‌عنوان ابزاری برای جلب حمایت عمومی و بین‌المللی بهره ببرند. در این راستا، دختران دانشجو با مهارت‌ های رهبری خود توانستند در برابر سرکوب‌ های شدید دولتی ایستادگی کنند و نیروهای مردمی را در جهت اهداف مشترک خود متحد نمایند. این شیوه خودجوش و مستقل، در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر که زنان برای رهبری ناچار به تکیه بر احزاب و نهادهای رسمی هستند، نشاندهنده نقش برجسته و تاثیرگذار دختران دانشجوی بنگلادش در تحولات اجتماعی است. 

تحولات بنگلادش با حضور فعال زنان و نسل زد
زنان و دختران جوان و دانشجو در اعتراضات بنگلادش نقش برجسته ای داشتند. آنها نه تنها علیه سیاست های دولت، بلکه علیه نظام های اجتماعی و فرهنگی مردسالار ایستادند و خواستار حقوق برابر، آزادی پوشش، فرصت های آموزشی و شغلی برابر و مقابله با خشونت های خانگی و اجتماعی شدند. این اعتراضات برای زنان در بنگلادش فرصتی برای احیای هویت ‌های فردی و جمعی بود. آنها‌ با استفاده از نیروی اجتماعی و رسانه ‌های دیجیتال به یکدیگر پیوستند و نشان دادند که می ‌توانند نقشی اساسی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایفا کنند. این حضور گسترده، بیانگر اراده و خواسته‌ های قوی زنان برای تغییرات اساسی است.

مقاومت در برابر خشونت و سرکوب دولتی:
در اعتراضات اخیر بنگلادش، زنان جوان دانشجو با وجود سرکوب ‌های شدید دولتی، نقش برجسته ‌ای در رهبری و سازماندهی اعتراضات ایفا کردند. دولت بنگلادش در مواجهه با این اعتراضات، از روش‌ های مختلفی برای سرکوب معترضان استفاده کرد که شامل خشونت ‌های فیزیکی، دستگیری ‌های گسترده و تهدیدات جانی می ‌شد. به ‌عنوان مثال، در جریان اعتراضات ژوئیه ۲۰۲۴، پلیس با استفاده از گاز اشک ‌آور، باتوم و گلوله‌ های پلاستیکی و لاستیکی به معترضان حمله کرد که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از دانشجویان، بویژه زنان شد.

با این حال، زنان دانشجو با استقامت و شجاعت بسیار در برابر این خشونت ‌ها ایستادگی کردند. آنها با استفاده از رسانه ‌های اجتماعی، تصاویر و ویدئوهایی از سرکوب ‌های دولتی منتشر کردند تا توجه جامعه جهانی را جلب کنند. این اقدام نه ‌تنها اعتراضات را جهانی کرد، بلکه به دولت فشار آورد تا از اعمال خشونت ‌های بیشتر خودداری کند. به ‌عنوان مثال، انتشار ویدئوهای حمله پلیس به معترضان در رسانه ‌های اجتماعی، واکنش‌ های گسترده‌ ای را در سطح بین ‌المللی برانگیخت و سازمان ‌های حقوق بشری را به محکومیت اقدامات دولت واداشت. این مقاومت نشان دهنده این واقعیت بود که زنان می توانند نه تنها معترض، بلکه رهبران و سازماندهندگان اصلی جنبش های اجتماعی باشند. آنها تابوهای فرهنگی و فرهنگی را شکستند و  به مبارزه با نظام‌ های مردسالارانه و نابرابری ‌های جنسیتی پرداختند و نشان دادند که می ‌توانند نقشی اساسی در تحولات سیاسی و اجتماعی بنگلادش ایفا کنند.

حمایت خانواده‌ ها و حرکت‌ های اجتماعی
در شرایطی که فشارهای اجتماعی و فرهنگی علیه زنان در بنگلادش گسترده است، حمایت خانواده ‌ها از دختران در این مبارزات یکی از عوامل کلیدی موفقیت آنها بوده است. بسیاری از خانواده‌ ها، علی ‌رغم فشارهای اجتماعی و تهدیدات موجود، از دختران خود حمایت و به آنها کمک کرده ‌اند تا در این مبارزات حضور یابند. این حمایت ‌ها نه تنها به دختران کمک می‌ کند تا بر ترس های اجتماعی غلبه کنند بلکه زمینه‌ ساز تغییرات فرهنگی نیز هست. در حالی که بسیاری از زنان در جوامع سنتی با محدودیت‌ های زیادی مواجه هستند، خانواده ‌ها در بنگلادش بخصوص در میان نسل ‌های جوانتر شروع به پذیرش نقش فعال زنان در جامعه کرده ‌اند.

دولت موقت محمد یونس و مشکلات پیش ‌رو
دولت موقت بنگلادش تحت رهبری محمد یونس وارد مرحله جدید اصلاحات سیاسی شد. موفقیت این دولت به توجه ویژه به خواسته های زنان و جنبش های مدنی وابسته است. تغییرات اساسی در قوانین حقوق زنان، پایان دادن به تبعیض جنسیتی و حمایت از آزادی‌ های فردی، می ‌تواند فضای سیاسی و اجتماعی کشور را به سوی دموکراسی و عدالت اجتماعی هدایت کند. اگر تلاش ‌های دولت موقت در این راستا متمرکز شود می تواند تاثیرات مثبت و قابل توجه ای در جامعه بگذارد، اما با وجود این با چالش ‌های زیادی در مسیر تحقق اهداف دموکراتیک و اصلاحی نیز مواجه خواهد شد. از جمله این مشکلات می ‌توان به فساد گسترده در دستگاه ‌های دولتی، مقاومت ‌های داخلی در برابر تغییرات و فشارهای اجتماعی توسط جریانات مذهبی و سنتی اشاره کرد. در این شرایط، نقش زنان و گروه ‌های مدنی و اجتماعی ‌بویژه در فشار آوردن برای انجام اصلاحات اساسی و بوجود آوردن تحولات بنیادین، اهمیت بسیاری دارد. دولت موقت باید قادر باشد به مطالبات برحق این گروه ‌ها پاسخ دهد و اقدامات موثری در جهت رفع تبعیض ‌ها و نابرابری ‌ها به انجام رساند.

انتقادات و مخالفت ها با دولت موقت محمد یونس
محمد یونس، وقتی مسئولیت گرفت وظایف اصلی خود را بازگرداندن آرامش به کشور از طریق تشکیل کابینه موقت و برنامه ‌ریزی برای برگزاری انتخابات آزاد، منصفانه و جدید اعلام کرد تا بلکه از این طریق انتقال قدرت به یک دولت منتخب دموکراتیک را تسهیل کند. او همچنین با توجه به نا آرامی‌ های بنگلادش، اقداماتی را برای بازگرداندن صلح و ثبات در کشور آغاز کرد. با این حال، دولت موقت با چالش ‌ها و انتقاداتی از سوی گروه ‌ها و نیروهای مختلف داخلی مانند حامیان شیخ حسینه نخست وزیر سابق، منتقدان سابق محمد یونس، منتقدان اقتصادی و گروه های مذهبی محافظه کار و برخی جریانات چپ تندرو مواجه است.  برخی از این منتقدین، دولت موقت را به نداشتن مشروعیت و عدم توانایی در مدیریت کشور متهم می ‌کنند و می گویند که یونس تجربه کافی در سیاست ندارد و نمی ‌تواند کشور را به‌ درستی اداره کند. برخی دیگر سیاست های اقتصادی محمد یونس را ناکارآمد می دانند و می گویند که تمرکز بیش از حد او بر وام ‌های خرد ممکن است به مشکلات اقتصادی بلندمدت منجر شود. عده دیگر از گروه ‌های مذهبی محافظه‌ کار نیز به دلیل دیدگاه‌ های لیبرال یونس و حمایت او از حقوق زنان، با دولت موقت مخالفت می ‌کنند و سیاست‌ های او را مغایر با ارزش ‌های سنتی بنگلادش می دانند. و عده دیگر او را نماینده نئولیبرالیسم، بانگ جهانی و صندوق بین المللی پول می دانند. این انتقادات و مخالفت خوانی ها نشانگر چالش ‌های گوناگونی است که دولت موقت در مسیر بازگرداندن ثبات و برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه با آنها در بنگلادش مواجه است.

همکاری نزدیک بین دولت، جامعه مدنی و فعالان اجتماعی و سیاسی

دولت ‌ها معمولا با چالش ‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه هستند که ممکن است اجرای تغییرات را دشوار کند. برای انجام تغییرات اساسی و پایدار در زمینه حقوق زنان و برابری جنسیتی در بنگلادش، دولت موقت نمی تواند به تنهایی عمل کند. جامعه مدنی، شامل سازمانهای مردم نهاد و گروه های اجتماعی و فعالان مدنی، نقش مکمل دارند. این نهادها می‌ توانند صدای مردم را به مسئولان برسانند، از جنبش ‌های اجتماعی حمایت کنند و در تحقق اصلاحات پایدار و تاثیرگذار در مسیر تغییرات عمیق، نقشی کلیدی ایفا کنند.

همچنین، همکاری نزدیک میان دولت و جامعه مدنی می ‌تواند از فشارهای اجتماعی و سیاسی جلوگیری کند. در صورتی که تغییرات از سوی دولت تنها به عنوان تصمیمی بالا به پایین مطرح شود، ممکن است با مقاومت ‌های اجتماعی، بویژه از سوی گروه ‌های محافظه ‌کار یا مخالفین تغییرات روبرو شود. اما وقتی که فعالان اجتماعی و جامعه مدنی در فرآیند تصمیم‌گیری و اجرای اصلاحات نقش داشته باشند، این تغییرات می‌ توانند از پشتیبانی عمومی بیشتری برخوردار شوند و مقاومت ‌ها کاهش یابد.

در واقع، این همکاری می ‌تواند به نهادینه شدن فرهنگ برابری جنسیتی در جامعه منجر شود. اصلاحات قانونی ممکن است تغییرات سطحی ایجاد کند، اما برای ایجاد تغییرات پایدار و عمیقتر در نگرش‌ ها و رفتارها، نیاز به همکاری مستمر با گروه‌ های مختلف جامعه است. حضور زنان و دختران دانشجو در جنبش‌ های اجتماعی و اعتراضی بنگلادش تحولی اساسی در عرصه ‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشور ایجاد کرده است. این موجب تقویت امید برای انجام تغییرات اساسی و پیشبرد تحولات دموکراتیک در کشور شده است. فعالان اجتماعی می ‌توانند از طریق آموزش، آگاهی‌ بخشی و ترویج حقوق زنان، فرهنگ برابری و رفع تبعیض را در بین مردم گسترش دهند.

با این نگرش می توان گفت که دولت موقت بنگلادش در نقطه ‌ای حساس از تاریخ خود قرار دارد. چالش‌ های فراوانی در برابر این دولت و جامعه وجود دارد، از جمله فساد گسترده، مشکلات اقتصادی و نیاز به تغییرات اساسی و بنیادی در حقوق زنان و برابری جنسیتی. برای دستیابی به دموکراسی پایدار و عدالت اجتماعی، دولت موقت باید به خواسته ‌های مردم پاسخ دهد و از همکاری فعال با جامعه مدنی، فعالان اجتماعی و سیاسی برای پیگیری تغییرات و رسیدن به اهداف دموکراتیک استفاده کند. تنها از طریق این همکاری ها می ‌توان تغییرات پایدار و عمیقی را در بنگلادش ایجاد کرد و به بحران‌ های پیش روی کشور پاسخ داد. در اصل تنها با این همکاری ها می ‌توان به تغییرات پایدار در زمینه حقوق زنان و برابری جنسیتی رسید و از فشارهای اجتماعی و سیاسی برای تحقق این اهداف جلوگیری کرد.

جمع ‌بندی:
جنبش دانشجویی ۳۶ روزه در بنگلادش از ۱ ژوئیه تا ۵ اوت که توسط نسل زد رهبری شد نه تنها پایان یک دوره طولانی از استبداد و فساد حکومتی بود، بلکه یک مدل جدید از جنبش‌ های مردمی در دوران دیجیتال را به نمایش گذاشت. این جنبش به وضوح نشان داد که چگونه نسل جوان می ‌تواند با استفاده از ابزارهای دیجیتال، سازماندهی دقیق و همبستگی گسترده، تغییرات سیاسی و اجتماعی عظیمی را بوجود آورد. این تحولات، که به استعفای شیخ حسینه و فرار او از کشور منجر شد، می ‌تواند به ‌عنوان یک الگو برای سایر کشورها و نسل‌ های جوان در سراسر جهان باشد که توانستند سقوط یک دیکتاتور ظاهرا شکست ‌ناپذیر را رقم بزنند و بدین ترتیب ملت را از یک دیکتاتوری عمیقا مافیایی که حقوق دموکراتیک و اساسی مردم، از جمله حق رای، را از طریق اقدامات تقلبی و تبعیض ‌آمیز در طول بیش از یک و نیم دهه از آنان گرفته بود، نجات دهند.

انقلاب و اعتراض  نسل زد بنگلادش، یادآور این حقیقت است که قدرت تغییر در دستان جوانانی است که برای آینده ‌ای بهتر متحد می ‌شوند. این انقلاب نه ‌تنها تاریخ کشور، بلکه نقشه راهی برای نسل‌ های بعدی بود که باور کنند هیچ ‌چیز غیرممکن نیست، اگر اراده ‌ای جمعی در کار باشد. با جرات می توان تاکید کرد که انقلاب نسل زد در بنگلادش تنها یک اعتراض سیاسی نیست؛ بلکه بیانگر تغییرات عمیق اجتماعی و فرهنگی است که در سراسر جهان در حال رخ دادن است. این انقلاب نماد ظهور یک نسل جدید است که دیگر اجازه نمی ‌دهد صدایش نادیده گرفته شود و بدنبال ساختن دنیایی عادلانه ‌تر و شفاف ‌تر است. از این رو، انقلاب نسل زد در بنگلادش نه‌ تنها یک نقطه عطف در تاریخ سیاسی این کشور بلکه یک پیام جهانی است که قدرت و تاثیر نسل ‌های جدید را در دوران دیجیتال به اثبات می ‌رساند. در این نوشته می توان تاکید داشت که اعتراضات تنها درباره برکناری یک رهبر مستبد نبود بلکه درباره بازپس ‌گیری آینده ‌ای بود که سال‌ ها از آن محروم شده بودند. فعالان نسل زد که این انقلاب را رهبری کردند، نشان دادند که در عصر دیجیتال، جوانان فقط رهبران فردا نیستند، بلکه رهبران امروز نیز هستند.

اوت ۲۰۲۵



منابع: هم میهن، یورونیوز، دپیلماسی ایرانی، اخبار روز، رادیو زمانه، نقد اقتصاد سیاسی، ایران امروز  و ...

https://www.lemonde.fr/international/article/2024/08/19/au-bangladesh-la-genese-d-une-revolution-etudiante_6286066_3210.html?

https://www.reuters.com/world/asia-pacific/bangladesh-student-protesters-plan-new-party-cement-their-revolution-2024-08-16/?

https://time.com/7023527/nahid-islam/?

https://www.ft.com/content/5b5f7149-467c-463e-8edc-74f7f8176114?

https://www.cadtm.org/La-victoire-du-mouvement-de-protestation-au-Bangladesh

https://www.daily-sun.com/post/761174

 

https://www.rfi.fr/en/international-news/20240812-how-gen-z-women-and-the-military-transformed-bangladesh

nell.edu/news/hasina-resignation-marks-first-successful-gen-z-led-revolution

Civicus, "Youth and Democracy in Bangladesh," 2024
Amnesty International, "Political Repression in Bangladesh," 2024

BRAC Institute of Governance and Development (BIGD), "Bangladesh Interim Government and Its Prospects," 2024

International Crisis Group, "Challenges to Political Reforms in Bangladesh," 2024

Journal of South Asian Politics, "Women’s Role in Political Transition in Bangladesh," 2024

Civicus, "Bangladesh: The role of youth in political activism," 2024

Amnesty International, "Repression of political movements in Bangladesh," 2024

Journal of South Asian Studies, "Women and Political Movements in Bangladesh," 2024

BRAC Institute of Governance and Development (BIGD), "Gender, Social Movements and Politics in Bangladesh," 2024

UN Women, "Gender and Development in Bangladesh," 2023

Civicus, "Bangladesh: The role of youth in political activism," 2023

Nobel Women Initiative, "Women’s role in Bangladesh protests," 2024

Oxfam, "Gender Justice in Bangladesh: Women’s leadership in movements," 2024

Sociology Journal of Bangladesh, "Youth and Cultural Change in Bangladesh," 2024

World Bank Data (2023). "Bangladesh: Gender Statistics." World Bank

UNESCO Report (2022). "Gender and Education in Bangladesh." UNESCO

Ministry of Education, Bangladesh (2022). "Education Statistics." Government of Bangladesh

"Bangladesh: The Role of Women in the 2024 Student Protests" - The Daily Star, 2024


in Bangladesh’s Revolution" - Dhaka Tribune, 2024

"Youth and Gender Justice

"Women in the Frontline of Bangladesh’s Anti-Discrimination Movement" - Global Gender Justice Review, 2024


"Bangladesh's Political Transformation and the Role of Women" - Journal of South Asian Politics, 2024

https://www.ids.ac.uk/opinions/gen-z-are-ready-to-help-build-a-new-future-for-bangladesh/

https://www.ids.ac.uk/opinions/lets-seize-the-opportunity-to-further-gender-equity-in-bangladesh


https://freedomhouse.org/country/bangladesh/freedom-net/2024

https://www.hrw.org/world-report/2024/country-chapters/bangladesh


https://www.ledevoir.com/monde/asie/818044/femmes-etudiants-coeur-renversement-pouvoir-bangladesh


https://www.ilo.org/fr/resource/article/les-femmes-au-bangladesh-une-revolution-silencieuse


https://information.tv5monde.com/terriennes/bangladesh-jeunes-femmes-en-premiere-ligne-pour-changer-le-pays-2735953


https://znetwork.org/znetarticle/young-people-brought-down-bangladeshs-repressive-leader-will-they-now-be-empowered-to-lead-real-change/

 

https://www.lemonde.fr/international/article/2024/11/17/au-bangladesh-apres-cent-jours-au-pouvoir-la-tache-du-gouvernement-provisoire-reste-colossale_6397989_3210.html?

 

https://time.com/7028162/bangladesh-interim-government-sheikh-hasina-awami-league-sajeeb-wazed-joy/?

 

https://www.reuters.com/world/asia-pacific/bangladesh-recalls-five-envoys-major-diplomatic-reshuffle-2024-10-03/?

 

https://parsi.euronews.com/2024/07/19/what-is-going-on-in-bangladesh-as-government-calls-protesters-razakar?

 

https://www.ibena.ir/fa/news/160265/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%85%D8%B9-%DB%B2%DB%B0-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C

https://www.theatlantic.com/international/archive/2024/09/bangladesh-university-student-protests-hasina/679979/?

 

https://www.lemonde.fr/international/article/2024/08/10/au-bangladesh-la-generation-z-prend-les-commandes-de-dacca_6275265_3210.html?

 

https://www.theatlantic.com/international/archive/2024/09/bangladesh-university-student-protests-hasina/679979/?

https://www.lemonde.fr/international/article/2024/08/10/au-bangladesh-la-generation-z-prend-les-commandes-de-dacca_6275265_3210.html?

 

https://parsi.euronews.com/2024/07/22/bangladesh-calm-a-day-after-top-court-scrapped-some-job-quotas?


https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B4

 

https://www.baharnews.ir/news/486415/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%B2%D8%AF-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B4

 

https://go2tr.co/bangladesh/life

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D8%AA_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A8%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%B4?

https://radiomaaref.ir/newsDetails/?